اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٧ - ستاريت خداوند
جمال ظاهرش، بر آن، پرده افكنده است. ثانياً: خاطرههاى نكوهيده و خواستههاى زشتى را كه در مجارى وسوسههاى او بر انديشه وى مىگذرد، و نيز غَشّ و خيانت و بدگمانى به مردم را كه در نهادش موجود است- كه اگر چيزى از آنها، براى مردم آشكار شود، به دشمنىِ او برخاسته و نابودش مىسازند- همه و همه را پوشانيده است. ثالثاً: گناهانى را كه با انجام دادن آنها شايسته فضيحت و شرمندگى در نظر مردم گرديده، با افكندن پرده بر آنها در دنيا، و عفو و گذشت از كيفر آن در آخرت، پوشانيده است و به او وعده نموده كه اگر با ايمان بميرد، گناهان او را تبديل به حسنات مىنمايد، و زشتىهاى گناهانش را با پاداش نيكىهايش پوشيده بدارد.[١]
در دعاى شريف كميل نيز از زبان مولاى عارفان، اميرمؤمنان مىخوانيم:
اللهُمَّ مَولاىَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ ... وَ كَمْ من ثَناءٍ جَميلٍ لَسْتُ اهْلًا لَهُ نَشَرْتَهُ! بار خدايا، اى مولاى من! چه بسيار زشتىهايم كه آن را پوشاندى ... و چه بسيار ستايشهاى نيكو، كه هيچ گاه شايستگىاش را نداشتم، تو آن را در ميان خلايق، پراكندى.
از جمله سترهاى خداوند درباره بندگانش، ستر كرم و عفو است كه بدان وسيله، گناهكاران را از كيفر و عقوبت گناهان مستور مىدارد، و ستر و پوششى كه برتر از آن نسبت به بندگانش ندارد، ستر و پوشش عصمت است، كه ديوارى حايل بين عبد و گناه است. اين، همان سترى است كه خداوند مهربان «عِبادِ مُخْلَصْ»، يعنى بندگان ويژه و برگزيده و خالص خود را حتّى در حوزه انديشه، از اقدام به گناه باز مىدارد؛ همان گونه كه يوسف را در آن صحنه خطرخيز و مرد افكن، با ارائه «برهان» خويش، از انديشه گناه و خيانت نگاه داشت و يوسف، به مدد خداوند، بانوى مصر را- كه ديوانه عشق و كام خواهى بود و همه درها را به روى يوسف بسته و خود را آنچنان كه بايد، آراسته بود و نعره «هَيْتَ لَكَ. آماده توام» سر داده بود- رد كرد و توانست ناممكن را ممكن سازد و بر خود، پيروز شود.
وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبَوْابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ
[١] - علم اليقين فى أصول الدين، ج ١، ص ١٧١؛ ترجمه آن، ص ١٧٠