اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٣ - برزخ(حدفاصل ميان مرگ و رستاخيز)
باقٍ الى وَقْتٍ يُنْفَخُ فِى الصّورِ. روح، باقى است تا هنگامى كه در صور دميده شود» را مؤيد براى بقاى روحانى آن بدانند.
به هر روى، خواه نفس را «جسمانية الحدوث و روحانيةُ البقاء» بدانيم و خواه آن را «روحانية الحدوث و روحانية البقاء» بشناسيم، بنا بر هر دو نظريه، دانشمندان و حكيمان الهى، بر اين باورند كه با فرا رسيدن مرگ و مفارقت آن از بدن، به عالم برزخ (حد فاصل مرگ تا قيامت) منتقل مىگردد و در آن عرصه تا به پاخاستن رستاخيز، به زندگى موقت خود (خواه در نعمت، اگر نيكوكار باشد، و خواه در عذاب؛ اگر بدكار- ادامه مىدهد: «و فرارويشان، برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند».
بر اين اساس، بازگشت ارواح مردگان را به دنيا (نظريّه تناسخ) به دليلهايى چند مردود و باطل مىدانند:
١. درجه نفس در آغاز حدوث و پيدايش، درجه طبيعتِ سارى در اجسام است. سپس به تدريج بر حسب استكمالات مادّه به وسيله حركت جوهرى، ترقى مىكند تا بدانجا كه درجه نباتى و حيوانى را نيز احراز كند. پس هنگامى كه براى نفس يكى از درجاتِ فعليت، حاصل گشت، ديگر ممكن نيست كه با انتقال به بدن ديگر، از فعليت به قوه و استعداد محض باز گردد و مراحل و درجاتى را كه در نتيجه استكمال ذاتى، احراز نموده است، از دست بدهد؛ زيرا سير قهقرايى و بازگشت به حالت ابتدايى، در عالم آفرينش- كه پايه و اساس آن بر حركت صعودى است- محال و ممتنع است؛ مگر آنكه دوران عمر و بقاى موجودى، به سر آمده باشد و به جانب فساد و تباهى روى نهد و اجزاى وجودى وى، به كليات طبيعت بپيوندد؛ نه اينكه به سازمان جديدى از سازمانهاى خلقت انتقال يابد. و حكيمان، حركت قهقرايى را فساد مىنامند، نه بازگشت به حال اوّل.
نيز گفته شد كه صورت و ماده، در حقيقت، موجود واحدى هستند داراى دو جهت به نام فعل و قوّه كه هر دو با هم، در ذات و جوهر خويش حركت مىكنند و به تدريج، راه استكمال را مىپويند و در مقابل هر قوّه و استعدادى، فعليت خاصى است كه در نتيجه حركت، بدان فعليت نايل مىگردد. پس ممكن نيست نفسى كه درجه نباتى و درجه حيوانى را احراز نموده است، مجدداً به ماده «منى» يا جنينى در شكم مادر تعلّق گيرد. قبل از اين