اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣١٢ - الهام سپاسگزارى
را در ظلمتى غريب و تاريكىِ شگفتآورى غرق مىسازند و فروغ فطرت او را كه امرى است الهى و سنخ آن، از سنخ نور است- مىپوشانند و محجوب مىگردانند و انسان را از تشخيص حقيقت و گرايش به واقع، باز مىدارند.
چنانكه شناخت درست اشيا و تميز هر چيز از اشياى مادى و اجزاى عالم مادّه، و رؤيت صحيح آنها با نور (همين نور مادّى اين جهانى كه نور خالص و حقيقى نيز نيست) ميسّر است و بدون آن، شدنى نيست، شناخت حقايق عالم و راه هدايت و عقل و سلوك و رؤيت آنها و تميز دادن هر يك از آنها نيز، جز با نور حقيقى (نور هدايت حقّه، نور حاصل از تعاليم كتاب هادى و انسان هادى) ميسّر نيست و انسان در اين جهان، اگر بخواهد در مسير «صعود» قرار گيرد، نه «هبوط»، هر آن، نيازمند آن نور و آن هدايت است و گرنه، لحظه به لحظه او، در ظلمت مىگذرد (ظلمت وجود طبيعى خود، ظلمت نفس، ظلمت اميال و افكار و عادت طبيعى و محيطى)؛ همه هستى او را ظلمت مىگيرد و آرام آرام، با ظلمتْ سنخيّت پيدا مىكند و از شناخت نور و كسب آن چيزى كه سرمايه حيات ابدى است، باز مىايستد و بدينسان، عمر او ابطال مىگردد و زندگى او در اين جهان گذرا، از محتواى جاويد- كه حاصل عمر اين جهانىِ انسان است- تهى مىماند.
آرى، مسئله اصلى انسان در اين دوره از وجود و حيات خويش، مسئله تبديل كردن ظلمتِ «هبوط» است به نورِ «صعود»؛ يعنى «رجوع الى اللَّه» و بازگشت به سوى خدا و جوار ابديّت.
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً.[١] اى جان آرام و اطمينان يافته! به سوى پروردگارت باز گرد؛ به آن حال كه تو از او خشنود و او از تو خشنود.
و اين چگونگى، تنها و تنها در پرتو هدايت حقّه پديد مىآيد و بس. هدايت حقّه، در تعاليم كتاب هادى است و انسانِ هادى. و از اينجاست كه در قرآن كريم، درباره مرتبه عالى توحيد- كه اتصال به «ولاية اللَّه» است- همين معنا ياد گشته است:
[١] - فجر، آيه ٢٧- ٢٨