اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣١١ - الهام سپاسگزارى
مقصودى بوده است؟! بنا بر اين، شكر اين نعمتها و سپاسگزارى از خداىِ نعمتْ بخش، اين است كه آنها را در جهت و مقصودى كه آفريده شدهاند به كار انداخت. اميرمؤمنان على (ع) در توصيف متقيان- كه نمونههاى عالى در شكر گزارى از نعمتهاى خداوند هستند- فرمود:
غَضُّوا ابْصارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ، وَ وَقَفُوا اسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْم النَّافِعِ لَهُمْ.[١] ديدههاشان را از آنچه خدا بر آنان حرام كرده، پوشيدهاند و گوشهاشان را به دانشى كه آنان را سودمند است، بداشته و آن را نيوشيدهاند.
اينان، در به كارگيرى اين نعمتهاى بىبديل الهى، خسيسانه برخورد مىكنند؛ چرا كه گشاده دستى در مصرف آنها، در حقيقت، بخلورزى به سعادت و تعالى خويش است. از اين رو، در برابر آنها احساس تكليف مىكنند. خداى تعالى فرمود:
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ الْسَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُوْلئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا.[٢] و از پى آنچه بدان دانش ندارى، مرو كه گوش و چشم و دل، از همه اينها بازخواست خواهند شد.
گوش، براى شنيدن است؛ امّا هر سخنى را نبايد شنيد، و چشم، براى ديدن است؛ امّا به هر منظرهاى نبايد نگريست، و زبان، براى گفتن است؛ امّا هر سخنى را نبايد گفت. همه اينها در حقيقت، مدخلهاى ورودى دل و جان آدمياناند. بايد مراقب بود تا هر منظرهاى و هر بانگ و رنگى، از اين مدخلها به عرصه دل راه نيابد. چنين مراقبتى، سپاسگزارى اين نعمتهاست.
ظلمت، مشكل اساسى انسان
مشكل اساسى انسان در جهان طبيعت و زندگى طبيعى، مشكل ظلمت است. جهان طبيعت، جهان ظلمت است؛ ظلمت جهل، نادانى، ظلمت عادات و محيط، ظلمت غرائز، اميال، ظلمت آرا و افكار و اغراض و اهوا (به علاوه ظلمت اصل مادّه) .... اينها همه انسان
[١] - نهج البلاغة، خطبه ١٨٤
[٢] - اسراء، آيه ٣٦