اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٥ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ.[١] [از دنيا] كام و بهره مىگيرند و همانند چارپايان مىخورند.
تنها ويژگى ممتازى كه او را برتر از حيوانات قرار داده است، نيروى تعقّل و خردورزى است كه او را به شناخت حق تعالى و نعمتهاى انبوه و بىزوالش، و نيز به انجام دادن كارهاى نيكو، هدايت مىكند. به تعبير روشنتر، او را به سمت و سوى هدف و غايتى به پيش مىبرد كه براى وصول به آن، آفريده شده است؛ يعنى معرفت پروردگار.
دانشمند فرزانه و فيلسوف بزرگوار، مرحوم فيض كاشانى مىگويد: انسان، از آن جهت كه انسان است، به خاطر اين ويژگى كه از مافوق خود، اثر مىپذيرد و در پايينتر از خود، تأثير مىنهد، در ذات خود داراى دو فرشته است: عَلّام (دانا) و فعّال (كننده).
با اوّلى، تصورات و تصديقات را ادراك مىكند و به درست و نادرست آنچه تعقل و ادراك كرده، پى مىبرد. اين فرشته، «عقل نظرى» ناميده مىشود.
و با دومى، صناعات انسانى را استخراج مىكند و به حسن و قبحِ آنچه مىكند يا ترك مىنمايد، پى مىبرد. اين، فرشته «عقل عملى» نام دارد. و همين است كه فكر و انديشه را در كارها و صنعتها به كار مىبرد تا آنچه را خوب است يا خوب مىپندارد، به دست آورد.
طرف افراط آن، «جُربُزه» و طرف تفريط آن، «بلاهت» و حدّ متوسط آنها، «حكمت خُلقى» نام دارد. و آنچه در اخبار درباره مدح عقل و عاقل وارد شده، مربوط به اين دو قوه (عقل نظرى و عقل عملى) و صاحب آنهاست. مانند فرمايش امام صادق (ع) «الْعَقْلُ دَليلُ الْمُؤمِنْ.[٢] عقل، راهنماى مؤمن است». و در حديث قدسى آمده: «ما خَلَقْتُ خَلْقاً احْسَنَ مِنْكَ، ايَّاكَ آمُرُ وَ ايَّاكَ انْهى، وَ ايَّاكَ اثيبُ وَ ايّاكَ اعاقِبُ.[٣] آفريدهاى برتر ازتو نيافريدهام؛ تو را فرمان مىدهم و تو را باز مىدارم؛ تو را پاداش مىدهم و تو را كيفر مىكنم».
و از امير مؤمنان (ع) است كه: «بِالْعَقْلِ اسْتُخْرِجَ غَورُ الْحِكْمَة، وَ بِالْحِكمَةِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ
[١] - محمد، آيه ١٢
[٢] - الكافى، ج ١، ص ٢٥
[٣] - همان، ص ٢٦