اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٤ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
بشناسانى». فرمود: «اى كميل! كدام نفس را مىخواهى به تو معرّفى كنم؟» گفتم: «مولايم! مگر يك نَفْس بيشتر هست؟» فرمود: «اى كميل! نفسها چهارتاست: نامىِ نباتى، حسّىِ حيوانى، ناطقِ قدسى، و كلّىِ الهى. و هر كدام را پنج قوّه و دو خاصيت است.
١. نفس نامىِ نباتى داراى پنج قوّه است: ماسكه، جاذبه، هاضمه، دافعه و مربّيه. و دو خاصيت دارد: زياد كردن و كم كردن. و از كبد بر مىخيزد.
٢. نفس حسّىِ حيوانى، پنج قوه دارد: شنوايى، بينايى، بويايى، چشايى و بساوايى. و دو خاصيت دارد: خشنودى و خشم. و از قلب بر مىخيزد.
٣. نفس ناطقِ قدسى، پنج قوّه دارد: فكر، ذكر، علم، حلم و نباهت (انديشه، يادآورى، دانش، بردبارى، هشيارى). اين، از جايى بر نمىخيزد و شبيهترين چيزها به نفوس مَلَكى است[١] و دو خاصيّت دارد: پيراستگى و حكمت.
٤. نفس كلّى الهى، پنج قوّه دارد: بقا در فنا، نعمت در شقا (سختى)، عزت در ذلّت، فقر در غنا، و صبر در بلا. و دو خاصيت دارد: خشنودى و تسليم. اين، همان نفس است كه از خدا سرچشمه مىگيرد و به او باز مىگردد [چنانكه] خداى متعال فرموده: «از روح خود در او دميدم» و فرموده: «اى نفسى كه به اطمينان و آرامش رسيدهاى! به سوى پروردگارت باز گرد؛ در حالى كه خشنود [از خدا] و مورد خشنودى او باشى». و عقل، ميان همه اينها قرار دارد».
چكيده بحث، اينكه آدمى در قواى طبيعى (غاذيه و ناميه و توليد كننده) و در منافعى كه مترتّب بر حواسّ ظاهرى است و در حالات و چگونگىهاى مربوط به نيروى تخيّل، با ديگرِ حيوانات، شريك است:
[١] - مرحوم فيض مىگويد:« منظور از مَلَك در اينجا، نوع خاصى از ملك است؛ زيرا در گذشته دانستى كه مرتبه بسيارى از فرشتگان عالم سِفلى، پايينتر از مرتبه انسان است. بنا بر اين، نمىبايست نفس ناطقه انسانى، به ملك تشبيه گردد، و اكثر مواردى هم كه دركتاب و سنّت، نامى از ملك برده شده، ناظر به همين نوع خاص است. از همين رو، قواى حيوانى در اين حديث، به نام ملك خوانده نشده[ زيرا براى مَلَك مقامى والاتر در نظر گرفته شده است] و در اخبار بسيارى، به نام روح خوانده شده؛ با اينكه روح، از ملكْ بزرگتر و برتر است