اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٦ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
هر گاه و براى هر حاجتى كه بخواهيم مىخوانيمش و بىسفارش هيچ كس، با او به خلوت مىنشينيم:
الْحَمُدللَّهِ الّذى انادِيِه كُلَّما شِئتُ لِحاجَتى وَ اخْلُو بِهِ حَيْثُ شِئتُ لِسرِّى بِغَيرْ شَفيعٍ، فَيَقْضى لى حاجَتى.[١] سپاس و ستايش، خداى راست، كه هر گاه بخواهم، براى برآوردن نيازهايم او را مىخوانم، و هر جا كه باشد، براى بازگو كردن رازهايم، بىهيچ واسطه و شفيعى، با او به خلوت مىنشينم.
امام سجّاد (ع)، در مناجات «ذاكرين» فروتنانه و در حالى كه براى اين توفيق الهى به خود مىبالد، مىفرمايد:
الهى لَولَا الْواجِبُ عَنْ قَبُولِ امْرِكَ، لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرى ايَّاكَ، عَلى انَّ ذِكْرِى لَكَ بِقَدْرى لابِقَدْرِكَ. و ما عَسى انْ يَبْلُغَ مِقْدارى حَتَّى اجْعَلَ مَحَلّاً لِتَقْدِيِسكَ. خداى من! اگر پذيرش فرمان تو نبود، هرگز تو را ياد نمىكردم؛ در حالى كه يادِ من از تو، در اندازه توان من است، نه در خورِ شأن و منزلت تو. و هيچ گاه مرا نرسد كه جايگاه شايستهاى براى تقديس تو باشم.
(چه نسبت، خاك را با عالم پاك؟)
امام (ع)، در اين بخش از نياش و ستايشِ خود كه فرمود: وَ الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ مَعْرِفَةِ حَمْدِهِ عَلى ما ابْلاهُمْ ... و سپاس و ستايش، پروردگارى راست كه اگر معرفتِ ستايش و آييِنِ سپاسگزارىاش را از بندگان دريغ كرده بود و به آنان رسم ستايش نمىآموخت تا در برابر انبوهِ نعمتهاى وزين و ارجمندش ... به دو نكته مهم و پر مغز، در قلمرو معرفت اشاره كرده است كه شايسته دقّت و تأمّل است:
نخست: در همان هنگام كه آدم و خاندان او با آمدنِ خطابِ «اهْبِطُوا مِنْها جَميِعاً» و به تعبير اميرمؤمنان، «اهْبَطَهُ الى دارِ الْبَلِيّةِ وَ تَناسُلِ الذُّرّيةِ. او را بدين سراى فرود آورد كه خانه رنج و امتحان است و زادنِ فرزندان»، از زيستن در فضاى نور و در جوار عالم قدس، محروم شدند و به حضور درفضاى ظلمت و تيرگى ماده و طبيعت، مجبور گشتند. با اين
[١] - مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه ثمالى