اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٧ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
حال، خداوند، نه تنها بندگانش را از ستودن خود و سپاسگزارى از نعمتهايش باز نداشت؛ بلكه درِ توبه و آمرزشْ خواهى و سپاس و ستايش را به روى آنان گشاد، و كلمه رحمت را بر زبانشان نهاد و در پرتو سپاس و ستايش خود، وعده بازگشت به بهشت را به آنان داد، و اذنِ آنان بر ياد و ستايش و ثناى خويش را از راههاى گوناگون- كه در اينجا به پارهاى از آنها اشاره مىشود- به اين هبوط يافتگان، اعلام كرد:
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ.[١] گفتيم: همگى از آن (بهشت) فرو شويد، پس اگر رهنمودى از من به شما بيايد، آنان كه از راهنمايىِ من پيروى كنند، نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين شوند.
امام سّجاد (ع)، در نيايش ديگرى گفته است:
يا مَنْ تَحَمَّدَ الى خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجاوز![٢] اى خدايى كه بر اثر نيكويى در عفو و گذشت از گناهان بندگان، درِ ستايش را به روى آنان گشودهاى!.
و در جايى ديگر، اين تعبير را به كار برده است:
يا مَنْ تَحَمَّدَ الى عِبادِهِ بِالاحْسانِ و الفضل![٣] اى خدايى كه در پرتو احسان و فضل خويش، درِ ستايش را به روى بندگانت گشودهاى.
آرى، خداىِ كار ساز، از سر بنده نوازى، دور افتادگان از جوار قرب و گرفتاران در غريبستانِ خاك را باگشودنِ درِ ستايش و ثناى خويش، به سوى خود فراخواندْ و معراج سلوك بدان بارگاه را، با هدايت خود، در اختيارشان نهاد.
|
جانا به غريبستان، چندين به چه مىمانى؟ |
بازآ تو از اين غربت، تا چند پريشانى؟ |
|
|
صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم |
يا راه نمىدانى يا نامه نمىخوانى |
|
[١] - بقره، آيه ٣٨
[٢] - صحيفه سجّاديه، دعاى ١٢
[٣] - همان، دعاى ٤٥