اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٥ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
پس او خود، گواه خويش است؛ چون خورشيد. گواهى فرشتگان و عالمان و صاحبدلان نيز براى خفّاشْ چشمانى است كه توانِ ديدن نور خورشيد را ندارند. و در حقيقت، اين خداوند بود كه در آغازْ خود را به ما نشان داد و ما را به خود فرا خواند: «وَ انْتَ دَلَلْتَني عَلَيْكَ وَ دَعَوتَني الَيْكَ» و به دنبال آن، ذهنها به تكاپو افتادند تا آن حقيقت را دريابند و بر يافتههاى خود، جامه استدلال بپوشانند.
توفيق ستايش خداوند و سپاس نعمتهاى او
ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى انبوهى كه در اختيار آدمى نهاده است و نيز معرفت ستودن او، جملگى از سوى اوست، او خود ما را به گونهاى پرداخت كه جز او را نستاييم:
وَ قَضى رَبُّكَ الّا تَعْبدُوا الّا ايَّاهُ.[١] پروردگارِ تو حكم كرد كه جز او را نپرستيد.
و او خود، ما را دلبرده خويش ساخت و ستودنش را بر ما روا داشت و درخت عشق به خود را در جانمان كاريد. اين يك عطيّهاى الهى است كه با سرشت ما، در آميخته است.
|
ناف ما بر مِهرِ او بُبْريدهاند |
عِشقِ او در جان ما كاريدهاند.[٢] |
|
همان گونه كه خودِ او، خويشتن را به ما شناساند و به سوى خويش فرا خواند و دلبرده خود ساخت، درِ ثنا و ستايش و نيايش و سپاسگزارى را نيز به روى ما گشود و از ما خواست كه او را بستاييم. اين، نعمتى است بس بزرگ و گرانقدر و توصيفناپذير كه خداى محمّد، ما را بدان نواخت، و به راستى اگر چنين توفيقى را نمىداد، چه كسى و چگونه و با چه زبانى مىتوانست او را بستايد و نعمتهايش را شكر بگزارد؟ اوست كه دلْ از ما برده و روى از ما نهان كرده و بازار خويش و آتش ما را تيز كرده است.[٣] و اوست كه
[١] - اسراء، آيه ٢٣
[٢] - مثنوى، دفتر دوم، بيت ٢٦٢٢.
[٣] - ديدار مىنمايى و پرهيز مىكنى بازار خويش و آتش ما تيز مىكنى.
( سعدى)