اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٤ - معاد عرصه ظهور پاداش و كيفر
درباره آموزههاى اسلام بحث كرد. پس از اصل توحيد، مهمترين اصلى كه پيامبران الهى، بدون استثنا، مردم را به آن هشدار دادهاند و ايمان به آن را از مردم خواستهاند، همين اصل است كه در عرف متكلّمان اسلامى به نام «اصل معاد» معروف شده است.
بنا بر تعاليم اسلامى، علاوه بر زندگى اين جهانى، حيات اخروى نيز وجود دارد. با نپذيرفتن حيات اخروى يا زندگى جاودانه، كلّ تعاليم اسلام، از هم خواهد پاشيد و فرو خواهد ريخت. «آخرت» در زندگى همه نسلهاى مسلمان مؤمن، به عنوان واقعيتى زنده و عينى و اصلى مطرح است و قرآن مجيد، به انسان هشدار مىدهد كه: وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الأُولَى.[١] هر آينه، سراى پسين، تو را بهتر از نخستين است.
در سراسر قرآن و حديث، به انسان اخطار داده مىشود كه خداوند، ناظر بر همه اعمال اوست و ما جزاى اعمال نيك و بد خود را خواهيم گرفت. اين جهان، در واقعْ به سان مزرعهاى است كه اعمال ما همچون بذرهايى در آن كاشته مىشود و ما ثمرات و آثار اين كِشتههاى خويش را در آخرت خواهيم درويد. اين تصوير، در تعاليم اسلامى، به صورتهاى گوناگون، ارائه شده است از جمله به شكل اين حديث: «الدّنيا مزرعة الآخرة».
حيات بشر به نحوى سامان يافته است كه آثار اعمالى كه ما اينك و در اين جهان انجام مىدهيم، نه تنها از لحظه انجام دادن اين اعمال و از محدوده تبعات و توالىهاى مستقيم و بىواسطه هر كدام از اين اعمال، فراتر مىرود؛ بلكه به واسطه جاودانگى روح ما، به وراى اين جهان نيز كشيده مىشود. انسان، روحى فناناپذير دارد و وجود او در لحظه مرگْ به پايان نمىآيد؛ بلكه اين روح، بنا بر نحوه زندگى او، و طبعاً بنا به لطف و رحمت خداوند، به حالات گوناگونى باقى مىماند.
در اين جا نيز مىتوان ملازمه يا رابطه متقابلى را ميان عدل و رحمت خداوند ديد كه نمىتوان آن را به نوعى، موازنه حسابدارانه يا حسابگرانه صِرف دانست. ممكن است خداوند، گناه كبيرهاى را كه يكى از خلايقش مرتكب شده است، به خاطر استغفار و توبه او ببخشد؛ در حالى كه گناه صغيرهاى كه پيوسته روح را لكهدار كند و از آن توبه و استغفار نشود، مىتواند اثر ماندگارى بر روح بنهد كه باعث كيفر اخروى براى انسان بشود.
[١] - ضحى، آيه ٤