اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٠٢ - شرايط اجابت دعا
|
آفتابى كز وِى اين عالَم فروخت |
اندكى گر پيش آيد، جمله سوخت[١] |
|
|
صوفى ار باده به اندازه خورد، نوشش باد |
ور نه انديشه اين كار فراموشش باد. |
|
(حافظ)
چكيده سخن اينكه آدمى نبايد بر خلاف قوانين خلقت و سنّت جارى در آفرينش و روشهايى كه خداوند در تدبير جامعههاى انسانى روا دانسته است، از خدا بخواهد؛ بلكه در اين جهان، لازم است از راهى برود كه خداوند خواسته است. آن گاه در پيمودن آن راه و وصول به مقصد از او مدد بطلبد.
درك معناى خواستنِ از خداوند، بسيار مهم است؛ يعنى در مقام خواستن، توجّه كامل به خداوند و ايمان به علم و قدرت مطلقه او كه اختيارِ همه چيز و همه كس در دست اوست، و ارزيابى كاملِ علل و اسباب و وسايلى كه در اين جهان در كارند، و اينكه هويّت و ويژگى همگى آنها از خداست، اگر چه در تحقّق مقصود «مُعِدّ» ند و زمينه وصول به مقصود را فراهم مىآورند، ليكن اثر حقيقى از آنِ خداوند است: «لا مُؤَثِّرَ فى الْوُجُودِ الّا اللَّهُ».
|
سنگ و آهن، خود سبب آمد، وليك |
تو به بالاتر نِگر، اى مرد نيك |
|
|
كاين سبب را آن سبب آوَرْد پيش |
بىسبب كى شد سبب هرگز ز خويش؟ |
|
|
و آن سببها كانبيا را رهبرند |
آن سببها، زين سببها برترند |
|
|
اين سبب را آن سبب، عامل كند |
باز گاهى بىبَر و عاطل كند |
|
|
اين سبب را محرم آمد عقلها |
وآن سببها راست محرم، انبيا |
|
|
اين سبب چبْوَد؟ به تازى گو رَسَن |
اندر اين چَه، اين رَسَن آمد به فن |
|
|
گردشِ چرخه رسن را علّت است |
چرخ گردان را نديدن، زَلّت است |
|
|
اين رَسَنهاى سببها در جهان |
هان و هان! زين چرخِ سرگردان مدان |
|
|
تا نمانى صِفْر و سرگردان چو چرخ |
تا نسوزى تو ز بى مغزى، چو مَرْخ.[٢] |
|
انسان بايد بداند كه در خواست از خداوند، تعيين تكليف براى خداوند و فضولى در
[١] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ١٤٠- ١٤٢.
[٢] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٨٤٢- ٨٥٠.