معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٩
دوران معاویه) بر جنازه وی نماز گزارد .
و این سخن ، با حضور اُمّ کلثوم به همراه حسین در کربلا (و ندای وی به «وا جدّاه» و «وا اُمّاه») و بودنِ قبرش در شام (در مزرعه عبدالله بن جعفر ، شوهر زینب) یا در مصر (و مانند آن) سازگاری ندارد .
همچنین این بیان ، با موضعگیریها و خطبههای اُمّ کلثوم ـ بعد از امام حسین ١ ـ ناسازگار میباشد . حتی میگویند : اُمّ کلثوم ، پس از وفات زینب کبرا ٢ (در سال ٦٢ یا بعد از آن) با پسر عمویش عبدالله بن جعفر ازدواج کرد .
باری ، ازدواج اُمّ کلثوم با عُمَر ، به راستی یک معماست و از این معما نمیتوان گرهی برگشود مگر پس از بحثی طاقتفرسا و دشوار .
مگر اینکه بگوییم : به راستی آن اُمّ کلثومی که درگذشت ، زن عُمَر و مادر زید بن عُمَر بود ، لیکن دختر فاطمه نبود ، بلکه اُمّ کلثوم ، دختر جَرْوَل (زن عُمَر در زمان جاهلیت) بود که به همراه فرزندش در یک روز ـ در دوران معاویه ـ جان باختند .
برای اهداف سیاسی از مرگ وی و فرزندش بهره بردند ، سپس آن ماجرا را به دختر امام علی علیهالسلام نسبت دادند .
شگفتتر از همه اینکه میبینیم عطاء بن سائب ، که پس از درگذشتِ اُمّ کلثوم به دنیا آمد و در سال ١٣٦ هجری از دنیا رفت ،[٢٠٨] بیواسطه از اُمّ کلثوم روایت میکند .
در مصنّف ابن ابی شیبه ، از سُفیان ثوری ، از عطاء بن سائب ، روایت شده است که گفت :
مقداری صدقه [زکات] را پیش اُمّ کلثوم بُردم[٢٠٩] [تا آنها را به وی
[٢٠٨]. تهذیب الکمال ٢٠: ٩٣.
[٢٠٩]. متن عربی چنین است: «أَتَیْتُ اُمّ کلثوم» استاد شهرستانی (حفظه الله) در پینوشت ، مینویسد: این واژه را میتوان «أُتِیَتْ» (مقداری صدقه برای اُمّ کلثوم آورده شد) خواند ، لیکن به قرینه روایتِ دوم ، آن را «أَتَیْتُ» خواندیم.