معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٧
نمىشود كه چرا او را مىزند ، مخواب مگر پس از [نماز] وِتْر ، سومى را از ياد بُردهام .[٤٢٤]
سخنِ اُمّ اَبان ، دختر رَبيعه را ـ که اندکی پیش گذشت ـ از یاد نبریم . هنگامى كه عُمَر (پس از مرگ يزيد بن ابى سفيان) از او خواستگارى كرد ، گفت :
جز با ترشرويى [به خانه] نمیآید و جز گرفته و اَخمو بيرون نمىرود ! درِ خانهاش را مىبندد و خيرش اندک و ناچيز است .[٤٢٥]
و نيز آنچه را اُمّ كلثوم ـ دختر ابوبكر ـ هنگام خواستگارى عُمَر از او ، بر زبان آورد :
اُمّ كلثوم گفت : مرا نيازى به او نيست .
عایشه گفت : از امير مؤمنان اعراض مىكنى ؟!
اُمّ كلثوم پاسخ داد : آرى ، او زندگىِ خشن دارد و بر زنان سخت مىگيرد [٤٢٦]
٤ - ازدواج عُمَر با عاتکه
على بن زيد روايت مىكند :
عاتِكَه ـ دختر زيد بن عَمْرو بن نُفَيل ـ زن عبدالله بن ابى بكر بود ، عبدالله درگذشت و بر او شرط كرد كه پس از وى ازدواج نكند . عاتكه بيوه ماند و ازدواج نمىكرد . مردان از او خـواستگارى مىكردند و او از زناشويى ابا مىورزيد .
عُمَر به سرپرستِ او گفت : از من نزد او نامى ببر ، وى تقاضاى عُمَر را
[٤٢٤]. سـنن ابن ماجه ١: ٦٩٣ ، حديـث ١٩٨٦؛ مسند احمد ١: ٢٠ ، حدیث ١٢٢؛ سنن بیهقی ٧: ٣٠٥ ، حدیث ١٤٥٥٥.
[٤٢٥]. تاريخ طبرى ٢: ٥٦٤؛ الكامل في التاريخ ٢: ٤٥١؛ البدایة و النهایة ٧: ١٣٩.
[٤٢٦]. تاريخ طبرى ٢: ٥٦٤ ، رقم ٣٢٨٧؛ الكامل في التاريخ ٢: ٤٥٠.