معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٨
چگونه ممكن است على ١ از سخنِ حقِ دو فرزندش ـ كه دو سيد جوانان اهل بهشتاند و نظرشان را ابراز میدارند که اُمّ کلثوم یکی از زنهاست ، برای خویش شوهر انتخاب میکند[٨٥٢] ـ به خشم آيد ؟! همان على كه رسول خدا دربارهاش فرمود : او با حق و حق با اوست .[٨٥٣]
اما اگر به بطلان [سخنِ[ هر دو قائل شویم (پناه میبریم به خدا از این سخن) چگونه بگوييم هر دو ]امام علی علیهالسلام و حَسَنَین ٣] به باطل ، لب گشودند ؟
آيا روايت طبرانی در المعجم الأوسط عصمتِ على و حسن و حسين ٤ را نفی نمیکند و بر ضد هم سخن گفتنِ آنان را نمینمایاند ؟ (حاشا از آنان که این گونه سخن بگویند) .
بر اساس این روایت ، على ١ فرمود : «اُمّ كلثوم نابالغ است» یعنی به سن ازدواج نرسيده است .
در حالى كه حسن و حسين ٣ مىگويند : «او زنى ، بالغ و عاقل و رشيد است ، خودش براى خود شوهر برمىگزيند» !
واقعيت چيست ؟ این ضدیت و برخورد میان پدر و پسر ، برای چیست ؟ و بر چه چیز دلالت میکند ؟ از نقل این گونه روایات ، بر زبانِ این و آن ، چه کسانی بهره میبرند ؟
آیا اُمّ کلثوم ، همان گونه که امام علی علیهالسلام فرمود ، خردسال (نابالغ) بود ؟ یا چنان که حسن و حسین ٣ فرمودند ، اُمّ کلثوم زنی بود که میتوانست برای خود شوهر برگزیند ؟
[٨٥٢]. گرچه ما نمیپذیریم که این سخن را آن دو ، گفته باشند؛ چرا که اُمّ کلثوم دوشیزه بود و باید پدرش اجازه میداد.
[٨٥٣]. بنگرید به ، الکافی ١: ٢٩١ ، ضمن حدیث ٣؛ الخصال: ٥٥٩ ، ضمن حدیث ٣١.