معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٩
، حامله بود .[٤٦١]
و از آنجا که ابوبکر در جمادی الآخر سال ١٣ هجری مُرد و اُمّ کلثوم (خواهر عایشه) در شکم مادرش بود و بعد از درگذشت پدرش به دنیا آمد ، سنِ این دختر بچه ، هنگامی که عُمَر در سال ١٧ هجری از او خواستگاری کرد ، از چهار سال فراتر نمیرفت .
حتی اگر بگوییم عُمَر چند سال بعد به خواستگاری او دست یازید (یعنی در دوران پایانی زندگیاش ، در سال ٢٣ یا ٢٤) تاریخ خواستگاریاش از اُمّ کلثوم (دختر فاطمه) بعد از این تاریخ میباشد ، چرا که آنان قائلاند که این کار ، برای دور ساختن دختر ابوبکر از زناشویی با عُمَر صورت گرفت .[٤٦٢]
[٤٦١]. در کتابهای زیر آمده است: پدر اُمّ کلثوم (ابوبکر صدّیق) در حالی از دنیا رفت که وی در شکم مادرش بود.
بنگرید به ، تهذیب الکمال ٣٥: ٣٨١؛ الإصابة ٨: ٨٠ ، رقم ١١٠٢٩؛ تهذیب التهذیب ١٢: ٤٢٥؛ التذکرة بمعرفة رجال الکتب العشرة ٤: ٢٣٧٦ ، رقم ١٠٠٧٠.
در منابع ذیل آمده است که اُمّ کلثوم بعد از مرگ پدرش به دنیا آمد:
بنگرید به ، الإستیعاب ٤: ٣٦٩ ، رقم ٣٣٢٣؛ المغنی ٧: ٣٨٤؛ الإصابة ٨: ٤٦٧ ، رقم ١٢٢٣٩.
[٤٦٢]. هر دو قول ، نزد اهل سنت ، هست. در «تاریخ طبری ٣: ٢٧٠» (و نیز در «العقد الفرید ٦: ٨٩» و «البدایة و النهایة ٧: ١٥٧») آمده است: عُمَر در حالی از اُمّ کلثوم ـ دختر ابوبکر ـ خواستگاری کرد که وی کودک بود.
در «تاریخ دمشق ٢٥: ٩٢» و در «کنز العمال ١٣: ٦٢٦ ، حدیث ٣٧٥٩٠» از ابن ابی خالد روایت شده است که: عُمَر در حالی اُمّ کلثوم ـ دختر ابوبکر ـ را از عایشه خواستگاری کرد که وی «جاریه» بود.
جاریه ـ در لغت ـ به معنای دختر نوجوان است (همانند «غلام» در مردان [که به معنای نوجوان پسر میباشد[) این دو واژه ]یعنی «جاریه» و «غلام»] گاه بر پیرزن و پیرمرد نیز اطلاق میشوند ، بدین اعتبار که آن دو ، زمانی نوجوان بودند (چنان که در سخن اَزْهَری و فَیُّومی ، آمده است).
بنگرید به ، تهذیب اللغة ٨: ١٤١؛ المصباح المنیر: ٤٥٢.