معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٣
خواستگارىهاى نافرجام عُمَر
موفقیت و شکستِ هر کاری بر درستی مقدمات رسم شده برای آن کار و خطای آنها (و ملابساتی که آن کار دربردارد) بستگی دارد ، لیکن تکرار شکست و ناکامی به سببی از اسباب یا به علتِ خاصی ، انسان را برمیانگیزد که برای رهایی از آن مانع (یا موانع تأثیر گذار در آن) تلاش کند .
عُمَر به خواستگارى چند تن از زنان دست يازيد و آنها به خاطر خُلق و خو و درشتی و سرشتِ تندی که در عُمَر سراغ داشتند ، ردش كردند .
١ - اُمّ کلثوم ، دختر ابوبکر
در تاريخ طَبَرى آمده است :
مدائنى مىگويد : عُمَر اُمّ كلثوم ـ دختر ابوبكر ـ را كه نابالغ بود ، خواستگارى كرد و براى اين كار قاصدی پیش عایشه فرستاد . عایشه به اُمّ كلثوم گفت : اختيار با خودت . اُمّ كلثوم گفت : مرا نيازى به او نيست ! عایشه به او گفت : از امير مؤمنان روى مىگردانى ؟ اُمّ كلثوم گفت : آرى ، او زندگى سختى دارد و بر زنان سخت مىگيرد .
عایشه سوى عَمْرو بن عاص پيک فرستاد و او را باخبر ساخت . عَمْرو گفت : به من واگذار ! آنگاه نزد عُمَر آمد و گفت : اى امير مؤمنان ، خبرى از تو به من رسيد كه به خدا پناه مىبرم ، عُمَر پرسيد : چه خبرى ؟ عَمْرو پرسید : اُمّ كلثوم دختر ابوبكر را خواستگارى كردى ؟ عُمَر گفت : آرى ، طرف من هستى يا طرفِ او ؟
عَمْرو گفت : هيچ كدام ! اُمّ كلثوم نوجوانى است كه تحت حمايت «مادرِ مؤمنان» در ناز و نعمت پرورش يافته است و تو درشت خويى ، ما از هيبتِ تو مىترسيم و نمىتوانيم خويت را عوض کنیم ، اگر اُمّ كلثوم در مسئلهاى با تو مخالفت ورزد و تو به او برآشوبى ، چه پيش خواهد آمد ؟! رفتاری با فرزند ابوبکر ـ پس از او ـ کردهای که زیبنده تو نیست !
عُمَر گفت : عایشه را چه كنم ، با او [در اين باره] سخن گفتهام !