معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٠
مِسْوَرِ بن مَخْرَمَه روايت كرده است كه پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود :
فاطمةُ شِجْنَةٌ منّي ! يَبْسُطُني ما يَبْسُطُها ويَقْبِضُني ما يَقْبِضُها ، وإنّه یَنْقَطِعُ یَوْمَ القِیامَة الأنْساب وَالأسْباب إلاّ سَبَبي وَنَسَبي ؛[٤٨٠]
فاطمه پاره تن من است ! هركه او را شاد سازد ، مرا مسرور مىكند ؛ و هركه او را اندوهگين سازد ، مرا میافسرد . نَسَبها وسببها روز قيامت مىگُسَلد جز پيوندهاى نَسَبى و سَبَبى من .
آيا اين كار و رفتار عُمَر با اُمّ كلثوم و پافشاریاش برای ازدواج با او ـ و موضعگيرىهاى ديگرش نسبت به فاطمه ـ ناخشنودى و خشم خدا و پیامبر و فاطمه را برنمىانگيزاند ؟
اهل سنت (که ازدواج عُمَر را با دختر علی علیهالسلام ادعا میکنند) چگونه میتوانند سخن نَظَّام (متوفای سال ٢٣١ هجری ، شیخ جاحظ و از شیوخ معتزله) را تأویل برند که میگوید :
إنّ عُمَر ، ضَرَبَ بَطْنَ فاطمه یَوم البیعة حَتّی أَلْقَتْ المُحسن مِنْ بَطْنها ، وکان یُصیح : أَحْرِقُوا دارَها بِمَن فیها !
وما کانَ في الدّار غیرُ علي وفاطمة والحسن والحسین ؛[٤٨١]
[٤٨٠]. مسند احمد ٤: ٣٣٢ ، حدیث ١٨٩٥٠؛ مستدرک حاکم ٣: ١٦٨ ، حدیث ٤٧٣٤؛ المعجم الکبیر ٢٠: ٢٥ ، حدیث ٣٠ (و جلد ٢٢ ، ص ٤٠٥ ، حدیث ١٠١٤)؛ الأحاد والمثانی ٥: ٣٦٢ ، حدیث ٢٩٥٦.
[٤٨١]. این سخن را شهرستانی در «الملل والنحل ١: ٥٧» از وی ، نقل میکند و به نقل از وی ، صفدی در «الوافی بالوفیات ٦: ١٥» میآورد.