معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٨
اُمّ کلثوم ، فریاد کشید و شیون سر داد . علی علیهالسلام فرمود : دخترم ، این کار را مکن ! رسول خدا را [به خواب] دیدم که با کف دست به من اشاره میکرد و میفرمود : سوی ما شتاب ! آنچه را نزد ماست برایت بهتر است .[٢٦٧]
نیز در همین کتاب ، از حسن بَصْری نقل شده است که گفت :
امیرالمؤمنین ١ شبی را که صبح آن به قتل رسید ، بیدار ماند و بنابر عادتش ، برای نماز شب ، به مسجد نرفت . دخترش ، اُمّ کلثوم (رحمت خدا بر او باد) پرسید : [پدر[ چه چیز ]امشب] خواب از سرت پراند ؟ علی علیهالسلام فرمود : به صبح که درآیم ، کشته میشوم .
ابن نَبَّاح[٢٦٨] آمد و بانگ نماز داد . امام علی علیهالسلام [سوی مسجد راه افتاد] چند گامی بیش دور نشده بود که باز آمد . دخـترش اُمّ کلثوم ، به آن حـضرت گفت [٢٦٩]
در روضة الواعظین میخوانیم :
چون حَبیب بن عَمْرو ، در شب بیست و یکم رمضان ، امیرالمؤمنین ١ را عیادت کرد و فرق شکافته آن حضرت را دید ، از خدا برای آن حضرت سلامت طلبید . امیرالمؤمنین ١ فرمود : به خدا سوگند ، امشب از پیش شما میروم . اُمّ کلثوم این سخن را شنید و گریست . امام ١ فرمود : دخترم ، گریه مکن ! به خدا سوگند ، اگر آنچه را پدرت میبیند میدیدی ، نمیگریستی .
حبیب ، پرسید : ای امیرالمؤمنین ، چه میبینی ؟ امام ١ فرمود : فرشتگان آسمانها و پیامبران را میبینم که در پی یکدیگر [صف] ایستادهاند و به پیشوازم آمدهاند . این ، برادرم محمد رسول خداست که نزدم نشسته است و میفرماید : پیش آی ، آنچه در پیش داری بهتر از حالتی است که در آن به سر میبری .[٢٧٠]
[٢٦٧]. الإرشاد ١: ١٥.
[٢٦٨]. در بعضی از منابع «ابن تَیَّاح» ضبط است.
[٢٦٩]. الإرشاد ١: ١٦.
[٢٧٠]. روضة الواعظین: ١٣٨.