معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٠٥
امیرالمؤمنین ١ به ایجاد همدلی و حفظ خونها ، نیاز داشت و دریافت که اگر در برابر عُمَر (که دخترش را از او خواست) بایستد ، فساد دین و دنیا را در پی دارد ، و اگر به آن پاسخ مثبت دهد ، به صلاح دین و دنیاست . از این رو ، به خواست عُمَر تن داد .
دو : زن دادن به شخص گمراه (مانند کسی که امامت را انکار میکند و آن را از آن کسی میداند که سزامندش نیست) حرام میباشد مگر اینکه انسان بر دین و جانش بترسد که در این صورت ، ازدواج جایز میشود ؛ چنان که اظهار سخن کفرآمیز (که بر ضد کلمه ایمان است) در این حالت رواست
امیرالمؤمنین ١ ناچار بود به عُمَر دختر دهد ؛ زیرا وی آن حضرت را تهدید کرد و ترساند . امام ١ جان خویش و شیعیانش را در خطر دید ، و از سر ناچاری ، در خواست عُمَر را پذیرفت ؛ چنان که در حال ضرورت ، میتوان کلمه کفر را بر زبان آورد .[٨٩٢]
این رفتار امام ١ عجیبتر از سخن لوط نیست که [گفت] : ﴿هٰؤُلاَءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ﴾ ؛[٨٩٣] اینان دختران مناند ! اینها برای شما پاکیزهترند .
لوط ـ در این سخن ـ آنان را (که کافرانی ضلالت پیشه بودند و خدا اجازه داد نابودشان سازند) به ازدواج با دخترانش فراخواند .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیش از بعثت ، دخترانش را به دو کافر بتپرست داد (عُتبة بن ابی لَهَب و ابو العاص بن ربیع) و چون به پیامبری برانگیخته شد ، میان آنها جدایی انداخت .[٨٩٤]
نیز شیخ مفید در المسائل العکبریه در پاسخ به سؤال کسی که درباره عُمَر میپرسد و میگوید : اگر عُمَر مسلمان بود ، چرا علی از زن دادن به او روی برتافت ، سپس این کار را به عباس B واگذارد ؟ مینگارد :
ازدواج بر اساسِ اسلام ظاهری است ، نه حقایق ایمانی . شخص مذکور ، گرچه به خاطر انکار نص [سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر جانشینی امام علی علیهالسلام] و پس زدن حق ، از ایمان خارج شد ، اما از اسلام بیرون نیامد ؛ زیرا به خدا و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اقرار داشت و به نماز و روزه و زکات و حج اعتراف میکرد .
کسی که در برابر این احکام تسلیم باشد ، در شریعت ، زن دادن به وی جایز است . کراهتِ ازدواج با کسانی که زناشویی با آنها جایز میباشد ، از این کار
[٨٩٢]. در آیه ١٠٦ سوره نحل ، خدا میفرماید: ﴿إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ﴾ ؛ مگر کسی که ناچار شود و در دل ، به ایمان مطمئن باشد.
[٨٩٣]. سوره هود (١١) آیه ٧٨.
[٨٩٤]. المسائل السَّرَویّه: ٩١ ـ ٩٣؛ بحار الأنوار ٤٢: ١٠٧ ـ ١٠٨.