معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٤٨
آنچه را از من شنیدی که شبیه سخنِ اهل سنت است ، در آن تقیه هست ؛ و آنچه را از من شنیدی که شبیه سخنانِ آنها نیست ، در آن تقیه وجود ندارد .
خبری که در «تهذیب الأحکام» روایت شده است ، همان خبری است که دارمی از نُعَیم بن حمّاد ، از عبدالله بن محمد روایت میکند [که گفت :] برای ما حدیث کرد جعفر از پدرش که :
اُمّ کلثوم و فرزندش زید ، در یک روز مُردند (در راه به دو صیحه [فریاد] برخورد) از این رو ، هیچ کدام از دیگری ارث نبرد .[٧٧٤]
در المستدرک علی الصحیحین به اسناد از عبدالعزیز بن محمد دَراوَرْدی ، از جعفر بن محمد ، از پدرش روایت شده است که :
اُمّ کلثوم (دختر علی) و فرزندش زید (پسر عُمَر بن خطّاب) در یک روز درگذشتند ، دانسته نشد کدام یک پیش از دیگری مرد ، از این رو ، نه اُمّ کلثوم از زید ارث بُرد ، و نه زید از اُمّ کلثوم .
اهل صِفِّین و اهل حرّه ، از هم ارث نبردند . [٧٧٥]
در سنن بیهقی نیز این حدیث ، از امام صادق از پدرش ١ روایت شده است . [٧٧٦]
مؤید تقیهای بودنِ این خبر ، مخالفت آن با اجماع فقه اهل بیت ٤ است ؛ زیرا بر اساس فقه شیعه ، زیر آوار رفتهها و غرق شدهها ، از هم ارث میبرند .
اگر به روایتِ قدّاح تن دهیم و بپذیریم که زید و مادرش در یک روز مُردند (غوغایی به پا خاست ، دیوار روی آن دو ریخت و درگذشتند) بر اساس روایاتِ اهل بیت ٤ باید از هم ارث بَرَند .
[٧٧٤]. سنن دارمی ٢: ٤٧٣ ، حدیث ٣٠٤٦؛ سنن دارقطنی ٤: ٧٤ و ٨١ ، حدیث ١٩ و ٤٣.
[٧٧٥]. مستدرک حاکم ٤: ٣٨٤ ، حدیث ٨٠٠٩.
[٧٧٦]. سنن بیهقی ٦: ٢٢٢ ، حدیث ١٢٠٣٤.