معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٣
* تشريع سه بار طلاق[١٤٥] (از سوی عُمَر) با اينكه آفريدگار بزرگ مىفرمايد :
﴿الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ ﴾ ؛[١٤٦]
طلاق دو بار است ، پس [از آن يا بايد شوهر زن را] به نيكى نگه دارد يا با احسان رها سازد .
* اِبداع نماز تراويح از سوی عُمَر ـ على رغم اعتقاد به بدعت آن ـ و اين سخن كه : «نِعْمَتِ البِدْعَةُ هي» ؛ نماز تراويح ، بدعت شايستهاى است .[١٤٧]
* قرآن سوزى عثمان ، با اينكه پيامبر از سوزاندنِ تورات نهى كرد ، [١٤٨] چه رسد به قرآن .
همه اين كارها و موضعگیریها ، از جانب اين خلفا تحت پوشش شرعى بودن مصلحت و اجتهاد ، تشریع شد با اين توجيه (و استدلال) كه خلفا و صحابه ، مصالح احكام و روح تشريع را بهتر از ديگران مىشناسند .
آيا به راستى آنان چنين بودند ؟ و اگر پاسخ مثبت باشد چگونه مىتوان تعارض ميان ديدگاههاى متباینِ آنها را برطرف ساخت ؟ و در اين صورت ، كدام يک از آنها برحق است ؟
آيا عُمَر در تهديد خالد برحق بود كه به او گفت : ریاکاری میکنی ؟! مرد مسلمانى را كشتى و بر زنِ او جَسْتى ! به خدا سوگند ، تو را با سنگهای ویژه زناکاران ، سنگسار مىكنم ! خالد با او سخن نمىگفت و مىپنداشت كه ابوبكر نيز مثل رأى عمر را ابراز مىدارد تا اينكه بر وى درآمد ، پس چون كه [١٤٩]
[١٤٥]. صحيح مسلم ٤: ١٠٩٩ ، حدیث ١٤٧٢؛ مستدرک حاکم ٢: ٢١٤ ، حدیث ٢٧٩٣؛ مسند احمد ١: ٣١٤ ، حدیث ٢٨٧٧.
[١٤٦]. سوره بقره (٢) آيه ٢٢٩.
[١٤٧]. صحيح بخارى ٢: ٧٠٧ (باب فضل من قام رمضان ، حديث ١٩٠٦)؛ مُوَطَّأ مالک ١: ١١٤ (باب ما جاء فى رمضان ، حديث ٢٥٠)؛ تاريخ المدينة ١: ٣٧٨ ، رقم ١١٨٢؛ طبقات ابن سعد ٥: ٥٩؛ تاريخ يعقوبى ٢: ١٤٠.
[١٤٨]. چنان كه در حديث عائشه هست؛ بنگريد به ، میزان الإعتدال ١: ٢٢٣ ، رقم ٣٢٤.
[١٤٩]. تاريخ طبرى ٢: ٢٧٤؛ الأغانی ١٥: ٢٩٥؛ الکامل في التاریخ ٢: ٢١٧؛ البدایة و النهایة ٦: ٣٢٣.