معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٩٤
٢ . مُصَنَّف عبدالرَّزاق
از ثَوْری ، از ابو حُصَین و اسماعیل ، از شَعْبی روایت شده است که :
ابن عُمَر بر اُمّ کلثوم (دختر علی) و زید بن عُمَر ، نماز گزارد . زید را پیشاپیش خود و زن را جلو آن ، قرار داد .[٦٥٢]
٣ . مسند ابن جَعْد
از عُبَید [روایت شده است که گفت :[ برای ما حدیث کرد علی ]گفت] به ما خبر داد شعبه ، از ابو حُصَین ، از شَعْبی ، از ابن عُمَر که :
ابن عُمَر بر [جنازه[ برادرش و مادر او اُمّ کلثوم (دختر علی) نماز گزارد . پسر پیش امام و زن ]در سمت] بالای آن قرار داده شد .[٦٥٣]
٤ . مُصَنَّف عبدالرَّزاق
از ثَوْری ، از رَزِین ، از شَعْبی روایت شده است که گفت :
شَعْبی را دیدم که سوی جنازههای مردان و زنانی آمد ، پرسید : «صعافِقَه»[٦٥٤] کجایند ؟ یا پرسید : صَعافِقه (یعنی طعنهزنان) چه میگویند ؟
میگوید : سپس [جنازه[ مردان را پیشاپیش امام و ]جنازه[ زنان را جلو جنازه مردان (هر یک را در پی دیگری) قرار داد . آنگاه گفت : ابن عُمَر با ]جنازه]
[٦٥٢]. مصنّف عبد الرزاق ٣: ٤٦٥ ، حدیث ٦٣٣٦.
[٦٥٣]. مسند ابن جعد: ٩٨ و ١١٤؛ مصنف ابن ابی شیبه ٣: ١٩٨ ، حدیث ١٤.
[٦٥٤]. در «کتاب العین ٢: ٢٨٨» آمده است: صَعافقه ، مردمانیاند که در بازار برای تجارت حضور مییابند ، بیآنکه سرمایهای برایشان باشد. هرگاه تاجران چیزی را بخرند با آنها در آن معامله درمیآیند.
در «النهایة ٣: ٣١» در ادامه مطلب فوق ، آمده است: اینان به منزله تاجران بیسرمایهاند.
در «تاج العروس ١٣: ٢٦٩» صَعافقه ، مردمان پست و دون مایه دانسته شده است.
در «لسان العرب ١٠: ١٩٩» میخوانیم: صَعافِقه ، قومی بودند که پدرانشان برده بود. از این رو ، عرب شدند؛ و گفتهاند: گروهی در یمامه ـ از امتهای پیشین ـ که نَسَبهاشان گم گشت (م).