معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥٤
پاس داشتهاند[٥٥٨] مگر اينكه بيش از آنچه كه ديدهاى بر زبان آورى . منظره زشتى كه ديدى تو را وا ندارد كه به آنچه نديدهاى گواهى دهى !
[با اين سخن] از چشمان زياد اشک ريخت و صورتش سرخ شد و گفت : اى امير مؤمنان ، آنچه نزد اینان ثابت شده براى من ثابت نيست ، ليكن مُغِيْرَه را بالاى آن زن مشاهده کردم و صداى نفس نفس زدنش را مىشنيدم ، و مُغِيره را بر شكمِ عريانِ جميله ديدم !
عُمَر گفت : ديدى كه چون ميل در سُرْمَهدان فرو مىرفت ؟ زياد گفت : نه ، دیدم که پاهای آن زن را بلند کرده بود ، بیضههایش را دیدم که میان دو رانِ آن زن میجنبید . تکانِ شدیدی را دیدم و نفسهای بلندی را شنیدم .
عُمَر پرسید : آیا دیدی چون میل در سُرمهدان فرو رود و بیرون آید ؟ زیاد ، پاسخ داد : نه .
با اين سخن ، عُمَر «الله أكبر» را بر زبان جارى ساخت و گفت : [ای مغیره] برخیز و آنان را تازیانه بزن .
آنگاه [مغیره] سوی ابوبَكْرَه رفت و او را هشتاد تازيانه زد و دو نفر ديگر را نيز تازيانه نواخت و سخن زياد عُمَر را خوش افتاد و حدّ را از مُغيره برداشت !
ابوبَكْرَه پس از آنكه تازيانه خورد ، گفت : شهادت مىدهم كه مُغِيْرَه اين كار را انجام داد [و با اُم جميل زنا كرد[ عُمَر خواست او را دوباره حد بزند ، على بن ابى طالب گفت : اگر او را حدّ زدى ، دوستت ]مغيره] را سنگسار كن ! [٥٥٩] از این رو ، عُمَر او را واگذاشت .
عُمَر از ابوبَكْرَه خواست كه توبه كند ! ابوبكره پرسيد : مرا توبه مىدهى تا
[٥٥٨]. نیک بنگرید که چگونه مغیره ، به زیاد اشاره میکند که عُمَر ، خونش را حفظ کرد ، یعنی مغیره و عُمَر ، بر ابطال حدّ و دفع آن ، همدست شدند.
[٥٥٩]. زیرا با این شهادت ، چهار شاهد کامل میشد و زنای محصن ، به اثبات میرسید (م).