معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨٣
آنگاه پس از مدتی کوتاه عباس اُمّ كلثوم را به عُمَر تزويج كرد [عُمَر كسى را فرستاد و اُمّ كلثوم را خواست] اُمّ كلثوم را سوی او بردند .[٨٥٩]
این دو روایت ، بر وكالت عباس در امر تزويجِ اُمّ كلثوم دلالت دارند و با رويدادهاى آن زمان هماهنگاند .
اما نقلهاى اهل سنت در وكالت حسن و حسين ـ به اندازه فاصله زمين از آسمان ـ از واقع به دور است ؛ به ويژه اين سخن آن دو كه به على ١ گفتند :
اى پدر ، غير از عُمَر [چه كسى مناسب او مىتواند باشد] با رسول خدا مصاحبت كرد و پيامبر هنگامى كه درگذشت از او خشنود بود ، سپس خلافت را به دست گرفت ! علی علیهالسلام به ايشان گفت : راست گفتيد [٨٦٠]
سؤال این است که : چرا عُمَر میخواست علی را بکشد ؟ آیا بدان خاطر که از ازدواج او با اُمّ کلثوم روی برمیتافت یا اینکه عُمَر را همتای اُمّ کلثوم نمیدید ؟ یا به خاطر وجود پسر عموهایش بود که میخواستند با اُمّ کلثوم ازدواج کنند ؟
چگونه خلیفه در خطاب با مردم سخن دروغ بر زبان میآورد و میگوید : شخصی از برترین اصحاب پیامبر هست که زنای محصنه کرده است و تنها امیر مؤمنان از آن باخبر است ، شما چه نظری دارید ؟
آیا در این سخن که : «والله لَأن لَم یَفْعَل لَأَفْعَلَنَّ» (به خدا اگر دخترش را به من ندهد ، این کار را میکنم) پوشاندنِ حقیقت ماجرا و تهدید ، نهفته نیست و در زورگویی و اجبار ، صراحت ندارد ؟
[٨٥٩]. الاستغاثه: ٧٨ ـ ٧٩ (به نقل از مستدرک الوسائل ١٤: ٤٤٣ ـ ٤٤٤ ، حدیث ١٧٢٣٦. در این مأخذ آمده است: «فَحَوَّلها إلیه»؛ عباس اُمّ کلثوم را به خانه عُمَر انتقال داد).
[٨٦٠]. ذخائر العُقبى: ١٧٠.