معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٨
مناقشه سیره شخصی عُمَر در ازدواج و امور مربوط به آن
اکنون ، ناگزیر بعضی از ادعاهای عُمَر و در رأس آنها ادعای دستیابی به خویشاوندی با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را بررسی میکنیم یا این ادعا که وی ، در ازدواج با اُمّ کلثوم در پی لذت جنسی نبود .
آیا ـ به راستی ـ عُمَر میخواست با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خویشاوند شود ؛ چرا که از آن حضرت شنید : «هر سبب یا نَسَبی پایان مییابد مگر سبب و نَسَبِ من»[٢٩١] یا وی این سخن پیامبر را دستاویز امر دیگری ساخت ؟
[آیا عُمَر به نَسَب اهمـیت میداد[ یا ]در ازدواج] برای نَسَب ارزشی قایل نـبود ، از هر کس زن میگرفت و به هر کس زن میداد ؛ چرا که این سخنش مشهور است که گفت :
ما بقي فيَّ شيءٌ مِن أَخْلاق الجاهلیّة إلاّ أَنّي لَستُ أُبالي إلی أيّ المسلمین نَکَحْتُ وأیّهن أَنکَحْتُ ؛[٢٩٢]
از اخلاق جاهلیت در من چیزی نماند جز اینکه باکی ندارم به کدام مسلمان زن دهم و از کدامشان زن ستانم .
با تـوجـه به ایــن سـخـن عُمَر ، آیا پیشنهاد و اصرارِ او در ازدواج با دختر علی و فاطمه ٣ ، با امر سیاسی یا اجتماعی یا عاطفی یا دینی یا تشریفاتی یا ارزشی یا غیر آن ، ارتباط مییافت ؟
[٢٩١]. سنن بیهقی ٧: ٦٤ ، حدیث ١٣١٧٢؛ المعجم الکبیر ٣: ٤٤ ـ ٤٥ ، حدیث ٢٦٣٣ ـ ٢٦٣٥ (و جلد ١١ ، ص ١٩٤)؛ المعجم الأوسط ٦: ٣٧٦ ، حدیث ٥٦٠٦؛ مجمع الزوائد ٤: ٢٧١ (و جلد ٩ ، ص ١٧٣)؛ مسند البزار ١: ٣٩٧ ، حدیث ٢٧٤.
[٢٩٢]. مصنف ابن ابی شیبه ٤: ٢٦ ، حدیث ١٧٤٣٥؛ مصنف عبد الرزاق ٦: ١٥٢ ، حدیث ١٠٣٢١؛ طبقات ابن سعد ٣: ٢٨٩.