معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٩
ادعاى قرابت (خويشاوندى) عُمَر
با واكاوى رفتارِ عُمَر قبل و بعد از اسلام ، بر حقيقت ديگرى جز آنچه سيرهنويسان و شرح حال نگاران آوردهاند ، دست مىيابيم و ناسازگارى همه جانبه ادعاى عُمَر را با واقعيّت مىنگريم ؛ زيرا وى در جنگ «بدر» اصرار مىورزيد هر خویشاوندی باید خویشاوندش را بکشد ، و از رسول خدا خواست كه عمويش عباس را گردن زند و از على خواست كه برادرش عقيل را به قتل رساند با وجود آنكه پيامبر بیان میداشت كه آن دو ، با اكراه (و اجبار) در معركه «بدر» حاضر شدند .[٢٩٣]
اين ، يكى از موضعگيرىهاى عُمَر با خويشاوندِ رسول خدا و مفهوم قرب و قرابت در اوايل اسلام است و گویای نا ارجمندى خويشاوند ، در نزد او ، در آن زمان است .
برنتافتن منزلت برای خویشاوند پیامبر ـ به ویژه در آغاز دعوت اسلامی ـ میان قریشیها نگرش حاکم بود و عُمَر از بزرگان آنها به شمار میآمد .
در اخبار آمده است صَفيّه ـ دختر عبدالمطّلب ـ[٢٩٤] بر گروهى از اَشراف قريش گذشت ، ديد كه آنان فخر مىفروشند و دورانِ جاهليت را به رُخ مىكشند !
صَفيّه [نيز[ گفت : از ]خاندان] ماست رسول خدا !
آنان گفتند : گاه گل و گیاه ، در خاکروبه مىرويد ![٢٩٥]
صفيّه پيش پيامبر آمد و آن حضرت را باخبر ساخت . پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به بلال گفت : مردم را به مسجد فراخوان ! آنگاه بر منبر رفت و خداى را سپاس و ثنا
[٢٩٣]. مُصَنَّف ابن اَبى شيبه ٧: ٣٥٩ ، حديث ٣٦٦٩٠؛ المعجم الکبیر ١٠: ١٤٣ ، حدیث ١٠٢٥٨؛ تاریخ طبری ٢: ٤٧؛ تفسیر فخر رازی ١٥: ١٥٧؛ تفسير ابن كثير ٢: ٣٢٧.
[٢٩٤]. وی ، عمّه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است و خواهر تنی حَمْزه و مادرِ زُبَیر بن عَوّام.
[٢٩٥]. اين جمله ضرب المثل است ، كنايه از اينكه گاه چيز نفيسى در مكان ناشايست مىشکفد؛ اینکه پیامبر از خاندان شما سر درآورد ، از این باب است (م).