معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٨
در شرح اَدب قاضی (اثر خَصَّاف) آمده است :
اُمّ کلثوم ، دستش را بلند کرد و نزدیک بود سیلی به صورت عُمَر بزند ، و به عُمَر گفت : اگر امیر مؤمنان نبودی ، سیلی به صورتت میزدم [اطرافیانِ عُمَر او را گرفتند[ عُمَر گفت : او را واگذارید ، وی یک دختر هاشمی و قریشی است ]رگ و خوی هاشمیاش جنبید] .[٥٠٧]
شگفت اینجاست که بعضی از نویسندگان و مُوّرخان ، میکوشند این پستی عُمَر را توجیه کنند و از آن چشم پوشند و رویش سرپوش گذارند و چیزهای دیگری را (که با متون تاریخی سازگار نمیافتد) جایگزین آنها سازند .
آیا این اَخبار و روایتها درباره عُمَر که در کتابهای اصلی و قدیمی وجود دارند (و از میراثهای علمی به شمار میآیند) راست است یا هاله قداستی که بر او افکندهاند و تأدیبهایی که برایش نقل میکنند ، صحت دارد ؛ مانند تبعید نَصر بن حجاج به «بصره» به خاطر ابراز عشق و دلباختگی زنان مدینه به او ، و عتاب مادر نصر ، بر کاری که عُمَر انجام داد و موی سر پسرش را تراشید .
در التمهید و البیان (اثر ابوبکر مالَقی اَنْدُلُسی) آمده است :
روایت شده است که عُمَر ، نصر بن حجاج را تبعید کرد ؛ زیرا به خاطر صورتِ زیبایش ترسید زنان فریفتهاش شوند .[٥٠٨] عُمَر سر او را تراشید و سری را که پروردگارش طاس نساخت ، کچل کرد[٥٠٩] تا زنان به او دل نبازند .[٥١٠]
[٥٠٧]. شرح أدب قاضی ٤: ١٢٩ ـ ١٣٠ (اثر قاضی حسام الدین عُمَر ، متوفای سال ٥٣٦ هجری).
[٥٠٨]. التمهید و البیان: ١٩٢؛ تاریخ دمشق ٦٢: ٢٠؛ تاریخ المدینه (سخاوی) ١: ٢٦٤ ، رقم ٨٨٦.
[٥٠٩]. غریب الحدیث (خطابی) ١: ١٩٢؛ شرح نهج البلاغه ١٢: ٢٨.
[٥١٠]. سمط نجوم العوالی ٣: ٢٨٤؛ الفروع (ابن مفلح) ٦: ١١٦؛ مجموع الفتاوی (ابن تیمیه) ١١: ٥٥٢ (و جلد ١٥ ، ص ٣١٣؛ و جلد ٢٨ ، ص ٣٧١).