معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤١
صَفيه گفت : اى رسول خدا ، آن ماجرا مرا به گريه درنياورد ! با عُمَر مواجه شدم ، گفت : خويشاوندىات نسبت به رسول خدا ، فايدهاى برايت ندارد !
پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به خشم آمد و فرمود : اى بلال ، مردم را به مسجد دعوت كن ! سپس به منبر رفت و خداى را ستود و ثنا گفت ، آنگاه فرمود :
ما بالُ أقوامٍ يَزْعَمونَ أَنَّ قَرابَتي لا تَنْفَع ؟! كُلُّ سَبَبٍ ونَسَبٍ مُنْقَطِعٌ يومَ القيامة إلاّ سَبَبي ونَسَبي ؛ فإنّها موصُولَةٌ في الدُّنيا والآخِرة ؛[٢٩٧]
كسانى چگونه مىپندارند خويشاوندىام سودى نمىبخشد ؟! هر سَبَب و نَسَبى روز قيامت میگُسلد مگر سَبَب و نَسَب من ؛ زيرا در دنيا و آخرت با من پيوند دارد .
ديگر بار ، عُمَر بر «اُمّ هانى» ـ دختر ابوطالب ـ گوشه زد با اين سخن كه : «بدان كه محمّد تو را دستگيرى نخواهد كرد !» . اُمّ هانى نزد پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمد و آن حضرت را از اين سخن باخبر ساخت . پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : چرا مردمانى مىپندارند شفاعتِ من به خاندانم نمىرسد ؟! شفاعتم شامل «حا» و «حكم» [نام دو قبيله در يمن] نيز مىشود .[٢٩٨]
اگر ادعاى عُمَر را درباره ازدواج با اُمّ كلثوم با آنچه در آغاز اسلام و در زمان عزت و قدرت آن ، بر زبان آورد بسنجیم ، به نتايجى دست مىيابيم كه دوستداران و يارانش نمىپسندند ، بلكه همه در صحت ادعاى عُمَر ، شک مىكنند .
[٢٩٧]. مجمع الزوائد ٨: ٢١٦؛ ينابيع المودّه ٢: ١٩٠.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم با اين سخن كه «ما بالُ أقوام» مىخواهد به قبائلى اشاره كند كه در برابر رسالت به پا خاستند.
اين فكر ، انديشه و ديدگاه مجموعهاى از ايشان بود و تنها به عمر بن خطاب اختصاص نداشت.
اين حديث ، بر قرابت دينى در چارچوب شفاعت دلالت مىكند ، كه ما آن را در آينده روشن خواهيم ساخت.
[٢٩٨]. سبل الهدى والرشاد ١: ٢٥٤ ، وجلد ١١ ، ص ٤.