معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٦٩
سؤال ما این است : چگونه مورّخان اجازه یافتند چنین نقلهایی را بیاورند که به سیمای امام علی علیهالسلام و عُمَر ، آسیب میزند ؟
چگونه مورّخان به خود اجازه دادند در ماجرای ازدواج عُمَر با اُمّ کلثوم ، اموری را نقل کنند که گوش عموم مردم ، تابِ تحمل شنیدنِ آن را ندارد ؟
از حکایتِ چنین اموری ، چه کسی سود میبرد ؟ پشت پرده آن ، چه کسانیاند ؟ امویاناند یا مروانیان ؟ عباسیاناند یا حشوی مسلکها ؟
آیا ضرر دوستِ نادان و جعل اخبار و احادیث بر [دامن] شریعت و تاریخ ، از زیانِ دشمن دانا ، شدیدتر نمیباشد ؟
آیا در جعل اینگونه احادیث که به پیشوایان سنی و شیعه ، آسیب میزند ، بیدینان و دشمنان دین ، نقش دارند ؟
نمیتوانیم به نتیجه و ناپیداها ، دست یابیم مگر اینکه در طرح این اندیشه ، به تدریج پیش برویم و مقدماتی را بیان داریم که در کشف مجهول ، راهگشایند . مهمترین آنها ، آشنایی با دو مقدمه اساسی است (سپس بیان چکیدهای از سیره شخصی اُمّ کلثوم و عُمَر) :
١ - شناختِ ديدگاه اهل سنت نسبت به خليفه و خلافت ، و اينكه آيا نزد آنان خليفه ـ به نصّ ـ از سوى خدا و رسولش تعيين مىشود يا نه ؟
٢ - نگرش آنان درباره خليفه چيست ؟ آيا معصوم مىباشد يا يک انسان عادى است كه به صواب مىرود و خطا مىكند ؟
مقدمه اول
اهل سنّت به لزومِ نَصِّ خليفه از ناحيه خدا و رسولش اعتقاد ندارند و امر خلافت را واگذار به امت میدانند که گاه به بيعت اهل حَلّ و عقد (خبرگان) يا بيعت دو يا يک نفر حاصل مىشود و زمانى به شورا و گاهى به اجماع و
بـه همين جهت ، هركس انتخاب شود امام مسلمانان و خليفه رسول خداسـت .