معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٤
عُمَر آرایشگری را صدا زد . وی با تیغی موهای عُمَر را تراشید . مردم او را مینگریستند . عُمَر گفت : ای مردم ، این کار ، سنت نیست ، لیکن نوره کشیدن جزو نعمت [و رفاه] است . از این رو ، آن را مکروه دانستم .[٣٩٠]
آیا منطقی که به عُمَر نسبت میدهند ، منطق تحجُّر (واپس گرایی) است یا منطق زهد اسلامی ؟!
چرا بر بدن نوره نکشیم و حال آنکه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نخستین کسی است که بر آن تأکید داشت ؟
احمد بن حنبل از عایشه روایت میکند که گفت :
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نوره میکشید . چون از آن فارغ میشد ، میفرمود : ای گروه مسلمانان ، بر شما باد نوره کشیدن ؛ چرا که این کار ، پاکیزگی و پاکی است و خدای متعال بدین وسیله ، چرکها و موهاتان را از بین میبرد .
یعنی این کار ، از نعمتهای دنیاست . از این رو ، عُمَر آن را مکروه شمرد .[٣٩١]
در حالی که عکس این رفتار را از عُمَر مینگریم .
مالک از عُمَر روایت میکند که گفت :
بپرهیزید از ناز و نعمت و راه و رسمِ ایرانیان ! من از شستن دستها پیش از غذا کراهت دارم و آن را رسم عجم میدانم .[٣٩٢]
از سائب بن یزید ، نقل شده است که گفت :
بسا نزد عُمَر شام میخوردم . وی نان و گوشت میخورد ، سپس دستش را با پایش پاک میکرد و میگفت : دستمال عُمَر و آل عُمَر ، این است .[٣٩٣]
[٣٩٠]. طبقات ابن سعد ٣: ٢٩١؛ بنگرید به ، مصنف ابن اَبی شیبه ١: ١٠٥ ، حدیث ١١٩٢.
[٣٩١]. السیرة الحلبیة ٢: ٧٥٤؛ نیل الأوطار ١: ١٦١.
[٣٩٢]. الجامع في السنن (قیروانی): ٢٢٢.
[٣٩٣]. طبقات ابن سعد ٣: ٣١٨؛ کنز العمال ١٢: ٢٧٩ ، حدیث ٣٥٩٢٩؛ جامع الأحادیث (سُیوطی) ١٣: ٣٢١ ، حدیث ١٢٥٣.