معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٥
لذلک»[٤٩٢] (به خدا سوگند ، اُمّ کلثوم را برای شهوترانی نمیخواهم) یا «اَحْبَبْتُ أنْ یکون لي منکم أهلُ البیت سَبَبٌ وَصَهْرٌ»[٤٩٣] (دوست دارم با شما خانواده ، خویشاوندی سببی بیابم و دامادتان شوم) یا «إنْ تَعِش تَـکْبُر» ؛[٤٩٤] اگر اُمّ کلثوم زنده بماند ، بزرگ میشود .
اگر اين سخن درست باشد ، چه بگوييم درباره آنچه حضرت اُمّ كلثوم از رفتار و قصد عُمَر احساس کرد ، آنگاه که عُمَر دست بر ساق پایش نهاد و جامه را پس زد[٤٩٥] و پیراهن اُمّ کلثوم را گرفت ؟[٤٩٦]
آيا فهمِ بزرگان اهل سنت وجماعت ـ پس از هزار سال ـ به صواب نزديکتر است يا فهم حضرت اُمّ كلثوم كه درگير اين ماجرا بود و از نزديک ، منظور عُمَر را درمىيافت و آهنگِ سخن و قصد عُمَر را در خطاب ، میدانست ؟
اين سخن اُمّ كلثوم كه به پدرش گفت : «أرسلتَني إلى شيخ سوء»[٤٩٧] (سوى شيخ بدى مرا فرستادى) بر چه دلالت مىكند ؟ يا اين سخنش كه گفت : «إن لم تكن أميرالمؤمنين لَلَطَمْتُ عَيْنَيك» ؛[٤٩٨] (اگر امير مؤمنان نبودى ، مُشت به چشمت مىزدم) یا این سخن که گفت : «أَتَفْعَلُ هذا» ؛[٤٩٩] آیا [با اینکه پیشوای مردمی] این کار را میکنی ؟!
[٤٩٢]. العثمانیة: ٢٣٦.
[٤٩٣]. تاریخ بغداد ٦: ١٨٠.
[٤٩٤]. مختصر کتاب الموافقة: ١٤٨. این نکته نیز از نشانههای اعمالِ فشار عُمَر [بر علی علیهالسلام[ در ازدواج با اُمّ کلثوم است. معنای سخن وی این است که: اُمّ کلثوم را به من بده ، اگر نزدم بماند بزرگ ]و بالغ] میشود.
[٤٩٥]. جمهرة نسب قریش ٢: ٧٨٢؛ تاریخ دمشق ١٩: ٤٨٣؛ المنتظم ٤: ٢٣٧؛ سیر اعلام النبلاء ٣: ٥٠١.
[٤٩٦]. سیره ابن اسحاق: ٢٤٨؛ مختصر کتاب الموازنة: ١٧٠.
[٤٩٧]. مصنف ابن ابی شیبه ٣: ٤٢٢ ، حدیث ٤؛ نسب قریش: ٣٤٩؛ جمهرة نسب قریش ٢: ٢٨٢.
[٤٩٨]. سنن سعید بن منصور ١: ١٧٣؛ مصنف ابن اَبی شیبه ٣: ٤٢٢؛ الإستیعاب ٤: ٥١٠ ، رقم ٣٦٣٨؛ غوامض الأسماء المبهمة ٢: ٧٨٧؛ المغنی ٧: ٤٥٤؛ مصنف عبد الرزاق ٦: ١٦٣ ، حدیث ١٠٣٥٢.
[٤٩٩]. نسب قریش: ٣٤٩؛ الإستیعاب ٤: ٥٠٩ ، رقم ٣٦٣٨؛ تاریخ دمشق ١٩: ٤٨٣؛ المنتظم ٤: ٤٣٧.