معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٧
مسلم از سالم بن عبدالله ، از ابن عُمَر از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت شده است که فرمود :
هرگاه زنانتان از شما اجازه خواستند که شبانگاه به مسجد روند ، به آنها اجازه دهید .[٤٤٤]
در صحیح مسلم ـ به سندش ـ از مجاهد ، از ابن عُمَر روایت شده است که گفت :
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : به زنان اجازه دهید ، شب به مسجد بروند . یکی از پسران ابن عُمَر به نام «واقد» گفت : در این صورت ، آنان دغلکاری میکنند . ابن عُمَر به سینهاش زد و گفت : از رسول خدا حدیث میکنم و تو «نه» میگویی ![٤٤٥]
نیز در صحیح مسلم آمده است که عبدالله بن عُمَر ، گفت :
از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم شنیدم که میفرمود : هرگاه زنانتان برای رفتن به مسجد از شما اجازه خواستند ، آنان را از این کار بازندارید .
بلال بن عبدالله ، گفت : به خدا سوگند ، بازشان میداریم .
عبدالله به او رو کرد و ناسزای زشتی به او گفت که هرگز مانند آن ناسزا از وی نشنیدم و [آنگاه] گفت : از رسول خدا خبرت میدهم و تو میگویی والله ، آنها را منع میکنیم ![٤٤٦]
همه این روایتها ، مسجد رفتن زن را با اجازه شوهر ، مجاز میداند ؛ به ویژه آنگاه که ضمن عقد ازدواج شرط شود ؛ چرا که افراد باید به شرطهای خویش وفادار بمانند .
به باور نگارنده ، در این روایت عایشه که گفت : «اگر رسول خدا بدعتی
[٤٤٤]. صحیح بخاری ١: ٢١٩؛ صحیح مسلم ١: ٣٢٧ ، حدیث ١٣٧.
[٤٤٥]. صحیح مسلم ١: ٣٢٧ ، حدیث ١٣٩.
[٤٤٦]. همان ، حدیث ١٣٥.