معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٢
و اين سخن ، برای اهل سنت ، سودمند نمیافتد ، بلکه به دوری و بيزارى ميان على ١ و عُمَر رهنمون است ، نه اُخوَّت و دوستی و صفای قلب ؛ چنان كه اهل سنت خواهاناند .
علّامه مجلسى به فراتر از اين ، گام مىنهد و مىگويد :
اين دو خبر [يعنى حديث زراره[٨٤٠] و خبر هشام[٨٤١]] بر ازدواج اُمّ كلثوم با عُمَر ، دلالت نمىكنند ؛ به جهت منافات اين دو حديث با روايتى كه در «الخرائج والجرائح» از صَفّار نقل شده [٨٤٢]
احتمال دوم اين است كه : جمله «ذلـك فَـرْجٌ غُـصِبْناه» از باب مدارا و سازش با كسانى است كه اين ادعا را مىكنند . اين عبارت ، بر وقوعِ ازدواج دلالتى ندارد .
احتمال سوم اين است كه : جمله «ذلك فَرْجٌ غُصِبْناه» استفهام انكارى از سوى امام باشد [يعنى آيا ناموس ما به غصب گرفته شد ؟!]
اين احتمال نيز دلالتى بر وقوع ازدواج عمر با اُمّ كلثوم ندارد .
احتمال چهارم اين است كه ـ در اصل ـ عبارت چنين باشد : «ذلك فَرْجٌ عَصَبْناه» ؛ ناموسمان را گرفتيم و نگذاشتيم از ما جدا شود ، «ذلك فرجٌ عَصَبْنا عليه» ؛ آن ناموسى بود كه او را حفظ كرديم .
[٨٤٠]. الكافى ٥: ٣٤٦ ، حديث ١؛ در اين روايت به نقل از زراره آمده است كه امام صادق ١ فرمود: «در آن زناشویی ، ناموس ما غصب گرديد».
[٨٤١]. الكافى ٥: ٣٤٦ ، حديث ٢؛ در اين حديث به نقل از هشام آمده است كه امام صادق ١ فرمود: عُمَر ، على ١ را تهديد كرد كه اگر دخترش اُمّ كلثوم را به عقد او درنياورد ، او را به سرقت (و دزدى) متهم مىسازد و دستش را قطع مىكند.
[٨٤٢]. بنگرید به ، الخرائج و الجرائح ٢: ٨٢٥ ، حدیث ٣٩؛ مرآة العقول ٢٠: ٤٢؛ زیرا در روایت آمده است که امام ١ جنّی را که به دخترش اُمّ کلثوم ، شباهت داشت به عقد عُمَر درآورد.