معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤١
خانه بخت فرستاده شد . [٥٣٤]
ابن سعد در الطبقات الکبری مینگارد :
عُمَر بن خطاب ، در حالی با اُمّ کلثوم ازدواج کرد که وی جاریهای نابالغ بود . وی تا زمانی که عُمَر به قتل رسید ، زنش ماند .[٥٣٥]
در مصنف عبدالرّزاق میخوانیم :
اُمّ کلثوم ـ دختر علی بن اَبی طالب ـ جاریهای بود که با دخترکان بازی میکرد .[٥٣٦]
در بدائع الصنائع آمده است :
علی ، در حالی دخترش اُمّ کلثوم را به عقد عُمَر درآورد که وی خردسال (نابالغ) بود .[٥٣٧]
معنای سخن ابن سعد و صنعانی و کاشانی ، این است که اُمّ کلثوم ، در زمانِ کودکی به عقد عُمَر درآمد ، دخترکی نابالغ بود که عُمَر او را گرفت و به خانهاش درآورد تا با دخترکان و اولاد [عُمَر] بازی کند تا زمان بگذرد و بزرگ شود ، سپس به آمیزش جنسی با عُمَر تن دهد ، لیکن روشن خواهیم ساخت که اراده خدا این را نخواست و همبستری با وی صورت نگرفت و ارتباط میان آن دو ، در حدِ عقد باقی ماند .
از آنچه گذشت ، روشن شد که بر اساس تحلیلی که بیان داشتیم ، به طور قطع ، خواستگاری عُمَر از دختر فاطمه نبود ،[٥٣٨] بلکه دختر امام علی علیهالسلام از غیر فاطمه علیها السلام بود که عُمَر به زور (و با تهدید عمویش عباس) او را به عقدش
[٥٣٤]. شرح ادب القاضی ٤: ١٢٩.
[٥٣٥]. طبقات ابن سعد ٨: ٤٦٣.
[٥٣٦]. مصنف عبد الرزاق ٦: ١٦٢ و ١٦٣ ، حدیث ١٠٣٥١ و ١٠٣٥٤.
[٥٣٧]. بدائع الصنائع ٢: ٢٤٠.
[٥٣٨]. این سخن را از باب جمع میان اقوال میگوییم.