معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٧
٥ - وكالت در ازدواج
بر اساس رواياتِ اهل سنّت ، امام على ١ امر ازدواج اُمّ كلثوم را به دو فرزندش ، حسن و حسين ٣ واگذارد .[٨٤٩] روايات شيعه اشاره دارد به اينكه امـام على ١ براى پرهيز از افتـادن در تنگنا ، اين كار را به عمويش عباس سپرد .[٨٥٠]
در اخبار مکتب اهل بیت ٤ وکالتِ این امر به حسن و حسین ٣ وجود ندارد (چنان که در المعجم الأوسط طبرانی ، این وکالت هست) .
در اينجا سؤالى به ذهن مىآيد : چرا امام على ١ ازدواج اُمّ كلثوم را به دو فرزندش ـ و بر اساس احاديثِ ديگر ـ به عمويش عباس وانهاد و خود او را به ازدواج عُمَر درنياورد ؟ اين رفتار ، بر چه چيزى دلالت مىكند ؟ آیا این کار ، بر ناخشنودی و عدم رضایت رهنمون نمیباشد ؟
آيا مناسبتر نبود كه آن حضرت ـ اگر خبر طبرانی در المعجم الأوسط درست باشد ـ به عمويش عباس وكالت مىداد ، نه حسن و حسين ٣ ؟
آیا این امر ، بدان معنا نیست که اخبار موجود در کتابهای شیعه ، از روایات اهل سنت به واقع ، نزدیکترند ؟
آيا اين سخن معقول است كه حسن و حسين ٣ پدرشان على را به خشم آوردند ؛ چنان كه در روايات اهل سنت آمده است ؟[٨٥١]
[٨٤٩]. مجمع الزوائد ٤: ٢٧٤؛ المعجم الأوسط ٦: ٣٥٧ ، حدیث ٦٦٠٩؛ سنن بيهقى ٧: ١٣٩ ، حدیث ١٣٥٧٤.
[٨٥٠]. الكافى ٥: ٣٤٦ ، حدیث ٢؛ الاستغاثه: ٧٨؛ بحار الأنوار ٤٢: ٩٣ ، حدیث ٢١؛ مجموعه رسائل سيد مرتضى ٣: ١٤٩؛ مرآة العقول ٢٠: ٤٤.
[٨٥١]. در «المعجم الأوسط ٦: ٣٥٧» و «سنن بیهقی ٧: ١١٤» آمده است: هنگامی که علی ، به حسن و حسین امر کرد اُمّ کلثوم را به عقد عُمَر درآورند و فرمود: «عموتان را زن دهید» آن دو ، گفتند: وی ، یکی از زنهاست ، برای خود شوهر برمیگزیند. علی ، خشمناک برخاست. حسن ، جامهاش را گرفت و گفت: پدرم طاقت دوریات را ندارم. از این رو ، حسن و حسین ، اُمّ کلثوم را به همسری عُمَر درآوردند.