معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٧
عُمَر عملاً امام علی علیهالسلام را از طریق عباس (عموی آن حضرت) تهدید کرد ، به او گفت :
وَالله لَئن لَمْ یُزَوِّجْني لَأَقْتُلَنَّه ؛[٣٦٨]
به خدا سوگند ، اگر اُمّ کلثوم را به عقدم درنیاورد ، او را میکشم .
در روایت دیگر آمده است که عُمر گفت : اگر این کار را نکند ، حتماً آن کار را انجام میدهم .[٣٦٩]
و در روایت سوّمی ، میخوانیم که عُمَر گفت :
أَمَا وَاللهِ لَأُعَوِّرَنَّ زَمْزَمَ ، وَلا أَدَعُ لکم مَکْرُمَةً إلاّ هَدَمْتُها ، وَلَأُقیمَنَّ عَلَیه شاهِدَیْن بِأَنَّه سَرَقَ وَلَأُقْطَعَنَّ یَمِینَهُ ؛[٣٧٠]
هان ! به خدا سوگند ، زمزم را کور میسازم [و میخشکانم] و هیچ شرف و ثنایی را برایتان باقی نمیگذارم و همه را فرو میپاشم ، و دو شاهد میآورم که علی دزدی کرد و البته ، دستش را میبُرم .
عُمَر ، آنگاه که به مخالفتِ عقیل با این ازدواج پی بُرد ، بر او تاخت و گفت : «وَیْحَ عقیلٌ ، سَفیهٌ اَحْمق» ؛[٣٧١] وای بر عقیل ، نابخرد ابله .
بنابراین ، عُمَر با تهدید [و زور] میخواست با اُمّ کلثوم ازدواج کند ، آن گونه که اهل سنت میگویند این ازدواج از سرِ محبت نبود .
کسانی از شیعه که به این ازدواج قائلاند ، بر این باورند که :
این کار ، بعد از بگو و مگوهای فراوان و خودداری شدید علی علیهالسلام صورت گرفت . پشت سر هم دلیل میآورد که عُمَر را از این زناشویی باز دارد تا اینکه
[٣٦٨]. الإستغاثة ١: ٧٨.
[٣٦٩]. همان.
[٣٧٠]. الکافی ٥: ٣٤٦ ، حدیث ٢؛ النوادر: ١٣٠؛ بحار الأنوار ٤٢: ٩٤ ، حدیث ٢٢.
[٣٧١]. المعجم الکبیر ٣: ٤٤ ، حدیث ٢٦٣٣؛ مجمع الزوائد ٤: ٢٧٢.