معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤٥
در مسیرش به دار الإماره یا بازار ، نمیتوانست او را ببیند ، این امکان برای عُمَر وجود داشت که دخترش حفصه یا دیگر زنان پیامبر و زنانِ دیگر را [به خانه علی] بفرستد تا بر وی اطلاع یابند و او را برای عُمَر توصیف کنند ؛ راه و رسمی که در آن زمان بود و همواره مسلمانان ، در خواستگاری ، بدان پایبندند .
آیا این نکات ـ که خاطر نشان ساختیم ـ نقاط قوتی در ازدواج عُمَر با اُمّ کلثوماند یا نقاط ضعف به شمار میآیند ؟!
آیا اینها از برساختههای دوستداران نادان عُمَرند یا از سوی بیدینان و ملحدان ، جعل شدهاند ؟ کسانی خیرِ صحابه و اهل بیت (بلکه خیر دین) را نمیخواهند و ما بارها بر آن تأکید کردهایم .
اینگونه نصوص را در حالی در تاریخ میبینیم که مورّخان تصریح دارند به اینکه برای رعایت حال توده مردم ، بعضی از امور را وانهادهاند .
چگونه این نقلها در سیره ابن اسحاق و طَبَری و ابن سعد و ابن اثیر (و امثال اینان) باقی مانده است ؟ با اینکه سعی داشتند بر آنها سرپوش نهند آیا به نظر آنها این امور ، احساساتِ عمومی مسلمانان (شیعه و سنی) را جریحهدار نمیساخت ؟ یا آنان پیامدهای فاسد آنها را درک نمیکردند ؟
این گونه روایات که به امامان شیعه و سُنّی آسیب میزند ، چرا [در کتابهای تاریخ و حدیث] وضع شد ؟ چه کسانی آنها را آوردند و بر این طبل کوبیدند ؟ در ورای آنها چه کسانی قرار داشتند ؟
آنچه را بعضی از راویان نوشتهاند ، بر چه چیزی میتوانیم حمل کنیم ؟ آیا این کار ، از روی قصد است یا از سر نادانی میباشد ؟
در مصنّف ابن ابی شیبه آمده است :
برای ما حدیث کرد ابن عُلَیّه ، از یونس ، از حسن ، از پدرش که [گفت] :
عُمَر ، اُمّ کلثوم را از علی خواستگاری کرد . علی ، گفت : وی نابالغ است ! او را [سویت میفرستم[ به وی بنگر ]ببین