معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٦
اُمّ کلثوم و فرزندش زید ، آمده است و اینکه نقل کردهاند امام علی علیهالسلام [پس از مرگ عُمَر] اُمّ کلثوم را از دارالإماره به خانه خودش انتقال داد تا عده وفات را در آنجا بگذراند (و چیزهایی مشابه اینها) همهشان ، بر خلاف روایاتِ دیگریاند که بر حیات اُمّ کلثوم و حضور وی در ماجرای کربلا و موضعگیریها و سخنرانیهایش دلالت دارند .
نگارنده ، قطع و یقین دارد که اُمّ کلثومی که در ماجرای کربلا حضور یافت ، خواهر تنی (خواهر پدری و مادری) امام حسین ١ بود و این اُمّ کلثوم ، غیر از «زینب کبرا» است .
آری ، بسا اُمّ کلثوم (دختر علی علیهالسلام از یک کنیز) نیز در کربلا حضور یافت . اما این شخص ، باز نمیدارد از اینکه اُمّ کلثوم و زینب (که [در ماجرای کربلا] موضع گیریهایی دارند) خواهران تنی امام حسین ١ باشند .
اکنون دو روایت را باز میگوییم که دلالت دارند زینب و اُمّ کلثوم ، خواهرانِ تنی امام حسین بودند .
در الفتوح ـ اثر ابن اَعثم ـ آمده است :
حسین نشست و شروع به خواندنِ این اشعار کرد :
|
یا
دهرُ اُفٍّ لَکَ مِنْ خلیل مِن طالبٍ
وصاحب قتیلِ ما
اَقْرَبَ الوعدُ مِنَ الرَّحیل |
کم لَکَ
بالإشراق والأَصیلِ وَکلُّ
حَيّ سالکٌ سبیلي وَإنّما
الأمرُ إلی الجَلیلِ |
ـ ای روزگار ، دریغا برای تو از دوست ! چقدر بامداد و شام ، خواستاران و همراهان را کشتی ! هر زندهدمی ، همین راه را میپیماید .
ـ چقدر وقت رفتن زود فرا میرسد ! و همانا امر همه چیز به دست خدای بزرگ است .
این زمزمهها را [دو] خواهر حسین ، زینب و اُمّ کلثوم شنیدند ، گفتند : ای برادر ، این سخن کسی است که یقین دارد به قتل میرسد ؟