معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٥
چگونه اهل سنّت مىتوانند اين سخن را از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم صحيح بدانند كه فرموده است : «به دو نفرى كه بعد از من مىآيند اقتدا كنيد ؛ ابوبكر و عُمَر»[١٥٤] با اينكه اختلاف ميان ديدگاههاى آنها را مىبينند ؟
اگر اين خبر درست باشد ، چرا بسيارى از صحابه از آنچه ابوبكر و عُمَر تشريع كردند روى برتافتند و آن دو را در اجتهادشان ـ در جاهای فراوانی ـ به خطا دانستند ؟!
معناى اين رفتار چيست ؟ آيا جز اين است كه موضعگيرى آنها (كه شيخين را تخطئه مىكردند و خود ابوبكر و عُمَر به صراحت بيان مىداشتند كه بسيارى اوقات نسبت به آنچه در قرآن و سنت پيامبر هست نا آگاهاند) بر دروغ بودن اين سخن ، دلالت مىكند ؟
چگونه خليفه مسلمانان كه امام و مقتداى آنان است و مسلمانان به طاعت و پيروى او مأمورند ، از احكام دين مىپرسد ؟
همه اين متون بر اين مطلب تأكيد دارد كه مصالحى را كه بزرگانِ اهل سنّت در مکتب خلفا تصوير كردهاند مصالح حقیقی عمومی برای همگان نمىباشد ، بلكه بافتههاى ذهنى خلفا و ياران آنان است كه بعدها بسترى براى قانونگذارىهاى حكومتى گشت .
پـس از اينكه پاسـخ دو ســؤال گـذشته روشن شد و دريافتيم كه خـليفـه معصوم نمىباشد و خدا او را نصب نكرده است و در بسيارى از امور خطا مىكند و مــصالحى را كه میپندارند ، مصالح حقيقى عمومى براى همه نيست ، بلكه بسيارى از آنها پندارها یا مصالح خاص طایفهای است .
[١٥٤]. مسند احمد ٥: ٣٨٢ ، حدیث ٢٣٢٩٣؛ سنن ترمذى ٥: ٦٠٩ و ٦٧٢ ، حدیث ٣٦٦٢ و ٣٨٠٥.