معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٦
و این روایات ، بیش از آنکه به این امر خدمت کنند و پیوند برادری میان صحابه و آل پیامبر را بنمایانند ، به اهل سنت و پیشوایانِ آنها آسیب میزنند .
با اینکه اعتقادی به این روایات (که در جوامع روایی و تاریخی از زبان عُمَر حکایت شدهاند و احساسات دوستداران وی را جریحهدار میسازند) ندارم و انتشار آنها را نمیپسندم ، به وارسی آنها پرداختم و توضیحاتم بر آنها از بابِ الزام دیگران به چیزهایی است که خود آن را گردن مینهند ؛ زیرا آنان از طریق این احادیث ، میخواهند وقوع این ازدواج را بیان دارند و آموزههای این کتاب ، ثابت میکند که این امر به آنها و رهبـرانشـان صـدمه میزند و باید به پیامدهای فاسد آن تن دهـند .
وقوع این ازدواج ، منزلتِ خلافت و جایگاه خلفا و قداستِ آنها را ـ نزد آنان ـ تضعیف مینماید .
اگر به محال بودن صدور این کارها از عُمر قائلاند و اَخباری را که بیان میدارند عُمَر ـ پیش از عقد ـ جامه از ساق پای اُمّ کلثوم پس زد و او را در آغوش گرفت و فشرد (یا با اُمّ کلثوم همبستر شد و او را باردار ساخت و فرزندانی به دنیا آورد)[١٩]روایاتِ جعلی و از برساختههای دشمنان دین میدانند ، مطلوب ثابت میشود و آنچه را بر زبان میآورند ، پوچ و هیچ میگردد .
این مسئله را به صورت علمی و بیطرفانه ، به گونهای بررسی کردهام که وجدانِ خودم و وجدان هر پژوهشگر با انصافی را راضی سازد ؛ زیرا همه جنبههای این مسئله را ـ خواه به سود و خواه به زیان ـ واکاویدم .
در پایان ، از برادران پژوهشگرم میخواهم که در آنچه نگاشتهام مناقشه کنند ؛ البته بعد از آنکه به منابع و درستی ارجاع به آنها اطمینان یابند و به وجدان بیدار و منطق سلیم مراجعه کنند ، از جانبداریها فاصله بگیرند و کورکورانه ، پیشینیان را تقدیس ننمایند و با شخصیتهایی که معصوم نیستند ، رفتاری را در پیش گیرند که (بر اساس قرآن) خدا برای آنان خواسته است و
[١٩]. برخلاف ادعای بسنده کردن به پیوند خویشاوندی.