معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٢٨
و اين سخن كه همسرش ـ هنگامى كه عُمَر نیاز جنسیاش را بیان میداشت ـ بر زبان میآورد :
ما تَذْهَبُ إلاّ إلى فُتَيات بني فلان تَنْظر إليهنّ ؛[٩٣٣]
نزد دختران فلان قبيله نمىروى مگر براى ديدْ زدن .
و دیگر نقلهای مبتذلی که همهشان رسوا کننده و ننگ آورند و عواطف را میسایند و اهل سنت بازگویی آنها را خوش ندارند .
چگونه بعضی از مُورّخان که خود را متعهد میدانند مطالبی را که به احساسات عموم مردم آسیب میزند ، نقل نکنند ، این مطالب را میآورند ؟ برای رعایتِ حالِ توده مردم ، نقل بعضی از آنها را وانهادهاند ، اما شبیه آنها ـ یا بیشتر ـ در کتابهاشان وجود دارد ! آیا تصورشان این است که در این نقلها ، نکتههایی است که سودمندشان میافتد ؟
وانگهی ، ادعاى خويشاوندى با رسول خدا هم واقعیت ندارد ؛ زیرا روح و روانِ عُمَر چيز ديگرى را اثبات مىكند .
عُمَر در جاهلیت ، از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم خواست که عمویش عباس را بکشد و از علی علیهالسلام درخواست کرد که برادرش عقیل را به قتل رساند و در دورانِ اسلامی ، در روزگار خلافتش هیچ یک از هاشمیان را به فرماندهی لشگری نگمارد و بالاتر از این ، آنان را از خُمس غنیمت محروم ساخت . این رویکرد ، گویای چیست ؟[٩٣٤]
عُمَر آن گاه که به خانه فاطمه میتازد ، در مقابل شخصی که به وی اعتراض میکند و بیان میدارد که : «هر چند در آن فاطمه باشد» میگوید : [آری ، این
[٩٣٣]. مصنّف عبدالرزاق ٧: ٣٠٣ ، حدیث ١٣٢٧٢؛ المعجم الكبير ٩: ٣٣٨ ، حدیث ٩٦٨٥؛ مجمع الزوائد ٤: ٣٠٤ (به نقل از طبرانى ، حديث از عُمَر است)؛ تاريخ مدينه دمشق ٦٩: ١٨٩.
[٩٣٤]. سنن ابی داوود ٣: ١٤٧ ، حدیث ٢٩٨٤؛ سنن نسائی ٧: ١٢٩؛ سنن بیهقی ٦: ٣٥٤.