معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩٧
به خدا سوگند ، اگر على دخترش را به عقدم درنياورد ، نقشه قتلش را به اجرا درمىآورم ، و او را خواهم كشت .
همه اين متون (که با رویدادهای تاریخی همراهاند) كلام جاحظ را نقض میکند و اثبات مىسازد كه اگر على اُمّ كلثوم را به نکاحِ عُمَر درآورده باشد ، با اكراه و اجبار اين كار را كرده است ، نه از روی ميل باطنى .
پاسخ پرسش دوم
سَمْعانى در الأنساب مىگويد :
اگر ابوبكر و عُمَر كافر بودند ، تزويج على اُمّ كلثوم را به عُمَر ، تزويج به شخص كافر يا فاسق به شمار مىآيد [و على با اين كار] دخترش را در معرض زنا قرار داد ؛ زيرا عمل جنسی كافر با زن مسلمان ، زناى محض است .[٨٧٧]
در سخن سمعانی ، سه ادعا هست :
١ - اگر ابوبکر و عُمَر کافر بودند ، دختر دادنِ علی علیهالسلام به عُمَر ، دختر دادن به شخص کافر یا فاسق به شمار میآمد .
٢ - با این کار ، علی علیهالسلام دخترش را در معرض زنا درآورد .
٣ - آمیزش کافر با زن مسلمان ، زنای محض است .
پیش از پاسخ به سخن سمعانی ، میگوییم :
هدف از این کتاب ، خدشه در شخصيت عُمَر نيست مگر به اندازه بيانِ نظر علماى شيعه در جواب اين اشكال ، و آنچه را سمعانى فرض میکند ، مستلزم كفر عُمَر و نيز زنا با دختر على ١ نمىباشد . بيان اين مطلب ، چنين است :
[٨٧٧]. الأنساب ١: ٢٠٧.