معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢١٦
واكاوى سخن عُمَر
با بررسى مآخذ ماجرای ازدواج عُمَر با اُمّ کلثوم ، درمىيابيم كه (چنان که امروزه در کانون توجه است) بارِ سياسى آن بيش از اَبعاد اعتقادى آن است و عُمَر در اين ازدواج ـ فقط ـ ، در پى نَسَب و خويشاوندى و دامادى نسبت به [خانواده] رسول خدا نبود ، و دستاوردهای سیاسی پنهانی را مدنظر داشت که امور عاطفی آنها را میپوشاند .
اگر به راستى عُمَر قرابت با پيامبر را آرزو داشت و خود را تنها همدم شايسته براى اُمّ كلثوم مىدانست ، آيا از حُسن صحبت (و همدمى) عُمَر بود كه از ساق اُمّ كلثوم جامه پس زند يا او را به سينهاش بچسباند يا ببوسد يا ؟!
این کار ـ که در اخبار اهل سنت آمده است ـ از زشتترین رفتارهاست .
آيا اُمّ كلثوم ـ دختر على ـ از كنيزكان زرخريدى بود كه ستبرى ساقها و تندرستىشان مطلوب است تا كامروايى از آنها لذتبخشتر صورت گيرد و در خدمتکاری توانمندتر باشند ؟! (از این سخن به خدا پناه میبریم) چنین نگرشی شرمآور است . علمای اهل سنت (مانند : ابن جوزی [٤٧٤] و اَلبانی [٤٧٥] آن را زشت دانستهاند .
يا اينكه : اُمّ كلثوم ، كريمه بنى هاشم و دختر رسول خدا و على و فاطمه ، انسان آزادى بود كه عُمَر ادعا كرد از راه ازدواج با او مىخواهد به خدا و رسولش نزديک شود !
آيا به راستى عُمَر با اين كارش ، مىخواست شايستگىاش را بنماياند ؟ و اثبات كند كه چونان او هيچ كس ديگر نمىتواند همسرى نيک و لايق براى اُمّ كلثوم باشد ؟!
[٤٧٤]. تذکرة الخواص: ٢٨٨ ـ ٢٨٩.
[٤٧٥]. السلسلة الصحیحة ٥: ٥٨.