معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٠
ابن حَبيب (م ٢٤٥ ھ) در المنمّق آنجا كه جنگهاى بنىعُدَى بن كَعْب بن لُؤَى را در اسلام مىآورد ، مىنويسد :
نقش زيد بن عُمَر در حلّ اين نزاع (پیکار) و اينكه وى بر اثر ضربهاى كه در تاريكى شب بر او فرود آمد و سرش را شكافت ، از دنيا رفت .[٧٢١]
در اُسد الغابه مىخوانيم :
زيد در جنگى که میان بنیعَدی اتفاق افتاد ، زخمی شد . وى براى ميانجىگرى و آشتی آمد . شخصی در تاریکی بر او ضربهای زد و سرش را شکست و او را بر زمین افکند . چند روزى زنده ماند ،[٧٢٢] سپس از دنيا رفت ، عبدالله بن عامر در رثاى او شعرى سرود .[٧٢٣]
در سير أعلام النُبَلاء آمده است :
زيد از سرآمدانِ اَشراف قريش بود ، در جوانى درگذشت و فرزندى از خود باقى نگذاشت .[٧٢٤]
ذهبى مىافزايد : زید در حضور معاویه ، با بُسْر بن اَرْطات به مشاجره پرداخت . سوی بُسر آمد او را به زمین زد گلویش را فشرد و بر سینهاش زانو زد و به معاویه گفت : میدانم که این سخن [که از دهان بُسر بیرون آمد] رأی و نظر تو بود ، در حالی که من فرزند دو خلیفهام .
سپس زید با سر ژولیده و عمامه آشفته ، از آنجا بیرون آمد . معاویه از وی پوزش خواست و دستور داد هزار درهم به وی بدهند و به ده نفر از پیروان او مبلغی را سفارش کرد .
[٧٢١]. المنمق: ٣٠٩ ـ ٣١٠.
[٧٢٢]. اُسُد الغابه ٥: ٦١٥؛ الإصابه ٨: ٢٩٤ ، رقم ١٢٢٣٣.
[٧٢٣]. اُسُد الغابه ٣: ١٩٠.
[٧٢٤]. سير اعلام النبلاء ٣: ٥٠٢ ، رقم ١٤؛ تاریخ دمشق ١٩: ٤٨٤.