معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٥٥
طرح گاهگاه اين مسئله ، به اهل سنت خدمت نمىكند ، بلكه بحرانهای ميان دو طرف را محكم و حل ناشدنى مىسازد و خواننده شيعه را بر مظلوميت اهل بيت و ستمى كه بر آنها رفته است ـ بيش از گذشته ـ میآگاهاند ؛ زيرا درستى نقلهايى را تأکید میکند که تاریخ برای آنان باز میگوید و نمایانگر مخالف بودن رفتار و عملکرد عُمَر با امور ثابت اسلامی است ، بلکه بر نادرستی سخنان اهل سنت گویاست که قائلاند وَحی در همسویی و موافقت با خواست و نظر عُمَر نازل میشد و منقبتهایی را به او نسبت میدهند .
از سوى ديگر ، طرح اين مسئله ، به انحطاط اخلاقى عُمَر اشاره دارد ؛ زيرا نماياندن ساق پا و فشردن در آغوش و بوسيدن دخترى نوجوان ، با اخلاق اصيل اسلامى سازگار نمىباشد ، و اين را پيروان مکتب خلفا نمىپسندند .
اگر سخن ابن جوزى را بنگريم ، درمىيابيم كه وى از وجود اين اخبار در كتابهاى اهل سنت خشمگين است ؛ زيرا مىنويسد :
وذَكَرَ جَدّي في كتاب المنتظم : أنّ عليّاً بَعَثَها إلى عُمَر لِيَنْظُرَها وأنّ عُمَر كَشَفَ ساقها ولَمَسَها بيده .
قلتُ : هذا قبيح والله ! لو كانت أمةً لَما فَعَلَ بها هذا ، ثُمّ بإجماع المسلمين لا يجوز لَمس الأجنبيّة ، فكيف يُنْسَبُ إلى عُمَر هذا ؛[٩٩٩]
جدّم در كتاب «المنتظم» آورده است كه : على اُمّ كلثوم را پيش عُمَر فرستاد تا او را بنگرد . عُمَر ساق پاى اُمّ كلثوم را برهنه ساخت و با دستش آن را لمس كرد .
مىگويم : والله ، اين قبيح و زشت است ! اگر وى كنيزى بود عُمَر اين كار را نمىكرد . وانگهى به اجماع مسلمانان ، لمس زن اجنبى (نامحرم) جايز نمىباشد ، چگونه نسبتِ اين فعل به عُمَر رواست !
[٩٩٩]. تذكرة الخواص: ٢٨٨ ـ ٢٨٩.