معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩٨
نكته اول
كافر شدن فراتر از بىاعتقادى به خدا يا ارتداد آشکار است و آنچه را امام علی علیهالسلام بر زبان آورد ، شامل میشود .
از امام على ١ درباره اهل قبلهاى كه آن حضرت با آنها مىجنگيد سؤال شد كه آيا آنان كافرند ؟ امام ١ فرمود :
كَفَروا بالأحكام وكَفَروا بالنِعَم كفراً لَيْس كَكُفْر المُشْـِركين الَّذينَ دَفَعوا النُبُوَّة وَلَمْ يُقِرُّوا بِالإسْلام ، وَلَو كانوا كَذِلك ما حَلَّت لَنا مُناكِحَتَهم ولا ذَبائِحَهُم وَلا مَواريثَهُم ؛[٨٧٨]
آنان به احكام الهى كفر ورزيدند و ناسپاس نعمتها شدند ! كفرشان مانند كفر مشركانى نيست كه نبوت را برنتافتند و اسلام را نپذيرفتند . اگر آنان چنين بودند براى ما ازدواج با آنها حلال نبود و نمىتوانستيم گوشت حيوانى را كه آنها ذبح مىكنند بخوريم و به ميراثشان دست يابيم .
از این رو ، زن دادن به کافر ـ یا کسی که احتمال دارد کافر باشد ـ شخص را کافر نمیسازد . سَمْعانی این نکته را درمییابد و از حرفش باز میگردد و میگوید : یا او را فاسق میسازد .
نكته دوم
در کتاب یکی از متکلمان دیدم که با طرح یک مسئله علمی و وارسی آن ، خاطرنشان میساخت که : از نظر عقل ، ناشدنی نيست كه انبيا و فرستادگان خدا به شرک و نظاير آن ، دست يازند ـ با اينكه از ناحيه خدا معصوماند ـ چه رسد به صحابه ؛ زيرا خداى متعال مىفرمايد :
[٨٧٨]. دعائم الإسلام ١: ٣٨٨ (و به نقل از آن در مستدرک الوسائل ١١: ٦٦ ، حديث ١٢٤٤٠).