معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٠
اینها بعضی از متون فقهای اهل سنت است که ازدواج عُمَر را با عاتکه ، نادرست میداند و در لابلای کتابهای آنان ، مطالبی بیش از این را میتوان یافت .
باری ، ماجرای عُمَر با عاتکه به وضوح اشاره دارد به اينكه عاتكه به اين زناشويى راضى نبود و عُمَر او را بر اين كار مجبور ساخت (و بیآنکه عاتکه بخواهد بر او تاخت) زيرا در عبارت آمده است :
دَخَلَ عليها ، فَعارَكَها حتّى غَلَبَها عَلَى نَفْسِها ، فَنَكَحَها . فَلَمَّا فَرَغَ ، قال : أُف ، أُف ، أُف ؛
عُمَر بر او وارد شد و با وى درآويخت تا اينكه بر او چيره شد آنگاه با او آميزش كرد . پس چون فارغ شد ، گفت : اُف ، اُف ، اُف .
افزون بر اين ، خبر مذكور دلالت مىكند كه عُمَر ميل داشت با عاتكه هم آغوش شود و شيفته او شد ، نه اينكه اين كار را براى روشن ساختن حكم شرعى ـ حرمتِ تبتُّل ـ انجام داد ؛ زيرا او را در خانه دخترش حَفْصَه دید و قبل از آن ، عاتكه را از پدرش خواست و گفت :
اُذكرني لها ! فذَكَرَه لها ، فَأَبَت على عُمَر أيضاً ؛
نام مرا نزد عاتكه بِبر ! [و به عاتكه بگو دل باخته اویم ![ پدر عاتكه از ]عشقِ] عُمَر سخن به ميان آورد ! عاتكه ، عُمَر را نيز برنتافت .
اين جمله ، به آنچه ما گفتيم اشاره دارد و روشن مىسازد كه در پشت نكاح عاتكه چيز ديگرى ـ جز آنچه علماى مکتب خلفا توجيه مىكنند ـ وجود داشت .
عُمَر اگر مىخواسـت در برابرِ تَـبَـتُّل (تجَـرُّد و ترک دنيا) بايستد یا برای مصلحت ، قانون جدیدی را بنیان نهد ، لازم بود آن را به شكل ديگرى غير از ازدواج بدون شاهد و آمیزش اجباری (و سپس سه بار «اُف» گفتن) مُحَقَّق سازد .
به عبارت دقیقتر ، وی باید از منکر باز میداشت و به جای آن ، به معروف امر میکرد ، نه اینکه به منکر شدیدتر و رسواتر ، روی آورد .