معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٣
فاطمه علیها السلام) و زید (پسری که برای وی پنداشتهاند) میشود !
زیرا زینب کبرا ٢ در سال ٦٢ از دنیا رفت و بر جنازه اُمّ کلثوم در سالیان ولایتِ سعید بن عاص بر مدینه (یعنی میان سال ٤٢ تا ٥٤) نماز گزارده شد .
اگر بپذیریم که نماز سعید بن عاص بر اُمّ کلثوم در پایان سال زمامداریاش (یعنی در سال ٥٤) صورت گرفت ، عبدالله بن جعفر ، باید هشت سال یا بیشتر بعد از وفات اُمّ کلثوم ٢ با وی ازدواج کرده باشد !! چنان که از عبارتِ الإستیعاب و اُسد الغابه (که پیش از این گذشت) برمیآید .
حتی اگر قائل شویم که سعید بن عاص ، پس از امارت و ولایتش بر مدینه ، بر اُمّ کلثوم نماز گزارد ، با توجه به اینکه وی در سال ٥٩ درگذشت ، معنایش این است که عبدالله بن جعفر ، سه سال بعد از وفات اُمّ کلثوم ، با وی ازداوج کرد !! [١٩٨]
اما اگر این فرض را درست بدانیم که اُمّ کلثوم تا بعد از ماجرای کربلا زنده ماند ، امکان ندارد که سعید بن عاص بر وی نماز گزارده باشد ؛ زیرا سعید (در سال ٥٩ هجری) دو سال پیش از واقعه کربلا (در سال ٦١ هجری) درگذشت .
چگونه میتوان به خبر نماز سعید بن عاص بر اُمّ کلثوم اطمینان یافت ، در حالی که در میان افراد ، حسن و حسین بودند ؟ و این دو ، در دین و عدالت سعید ، شک داشتند .
چگونه این خبر با آنچه عبدالرَّزاق روایت میکند ، جور درمیآید ؟ وی ، مینویسد :
به من خبر رسیده است که عبدالملک بن مروان (٦٥ ـ ٨٦ ھ) اُمّ کلثوم و فرزندش زید را زهر خوراند . آن دو مُردند و عبدالله
[١٩٨]. پیداست که چنین چیزی خندهآور و نشدنی است. معنا ندارد که انسان با زنی که ٨ یا ٣ سال پیش مرده است ، ازدواج کند (م).