معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٤
يا ابوبكر برحق است در اين سخن كه گفت : (خالد تأويل كرد و به خطا رفت)[١٥٠] اى عُمَر ، زبانت را از خالد بازدار ! من شمشيرى را كه خدا بر كافران آخته است در غلاف نمىكنم .[١٥١]
چرا ابو قَتاده انصارى (در مخالفت با ابوبکر) بر موضعگيرىاش نسبت به خالد پاى مىفشرد ؟ حق با چه كسى بود ، ابو قَتاده يا ابوبكر كه او را از اين كار نهى مىكرد ؟[١٥٢]
مقصود از اين منطق خليفه اول «كه خالد تأويل كرد» و مسلمانانی که با او دشمناند ، کافرند چيست ؟ آيا اين جانبدارى ابوبكر از خالد بدان سبب بود كه در ديگر جاها به او نياز داشت يا دليل ديگرى در ميان بود ؟
چگونه ابوبكر به خود اجازه داد كه ابو قَتاده را از تعرُّض به خالد باز دارد با اينكه اعتراض او برخاسته از قرآن كريم و سنّت پاک پيامبر بود ؟
درباره ﴿الْـمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ﴾ چه مىتوانيم بگوييم ؟ در اين تصمیمگیری ، ابوبكر برحق بود يا عُمَر ؟
در كتابهاى تاريخ آمده است كه ابوبكر به عُمَر نوشت كه حق ﴿الْـمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ﴾ را بپردازد . چون نامه را به دست عُمَر دادند ، پاره كرد و گفت : ما براى اسلام آوردن كسى چيزى نمىپردازيم ! هركه خواهد ايمان آورد و هركه خواهد كفر ورزد ، ما نيازى به شما نداريم .
آنان سوى ابوبكر بازگشتند و گفتند : تو خليفهاى يا عُمَر ؟
ابوبكر گفت : او خليفه است ، إن شاء الله .[١٥٣]
[١٥٠]. تاریخ دمشق ١٦: ٢٥٦؛ الإصابه ٥: ٧٥٥.
[١٥١]. تاريخ طبرى ٣: ٢٧٣؛ الکامل في التاریخ ٢: ٢١٧؛ المنتظم ٤: ٨٠.
[١٥٢]. الكامل فى التاريخ ٢: ٢١٧.
[١٥٣]. نگاه كنيد به ، الدر المنثور ٤: ٢٢٤ (تفسير آيه ٦٠ سوره توبه)؛ تفسير المنار ١٠: ٤٢٨؛ المعرفة و التاریخ ٣: ٣١٠؛ تاریخ دمشق ٩: ١٩٦؛ المجموع شرح المهذب ٦: ١٨٥؛ تلخیص الحبیر ٣: ١١٣.