معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٥
عُمَر از دختر علی خواستگاری کرد . علی ، خردسالی او را یادآور شد . به عُـمَر گفتند : علی دست ردّ به تو زد . عُمَر خواسـتهاش را تکرار نمود . علی گفت : او را پیش تو میفرستم اگر پسندیدی ، زنت باشد .
چون آن دختر نزد عُمَر آمد ، عُمَر جامه از ساق پایش برگرفت . آن دختر گفت : [دامنم را] رها کن ! اگر امیر مؤمنان نبودی ، به چشمت میزدم .[١١٦]
ابن حَجَر عَسْقلانى
ابن حجر عَسْقلانى در الإصابة مىنويسد :
از ابن ابى عُمَر مَقْدِسى [روايت شده كه گفت :[ برايم حديث كرد سفيان از عَمْرو ، از محمد بن على ]كه گفت] :
عُمَر از على دخترش اُمّ كلثوم را خواستگارى كرد . على سنِ كم او را يادآور شد . به عُمَر گفتند : او تو را رد كرد ! عُمَر خواستهاش را دوباره بر زبان آورد ، على به او گفت : او را سويت مىفرستم ، اگر پسنديدى ، زنت باشد . آن گاه اُمّ كلثوم را پيش عُمَر فرستاد ، عُمَر جامه از ساق پايش بالا زد و آن را نمايان ساخت !
اُمّ كلثوم گفت : دست بردار ! اگر امير مؤمنان نبودى ، با مشت به چشمت مىزدم.[١١٧]
ابن جوزى
ابن جوزى (م ٥٩٧ ھ) در المنتظم مىگويد :
به ما خبر داد حسين بن محمد بن عبدالوَهّاب ، به اسنادش از زُبَير بن بَكّار ، گفت : عُمَر بن خطّاب از على بن ابى طالب ، اُمّ كلثوم را خواستگارى كرد . على فرمود : اُمّ كلثوم به سن بلوغ نرسيده است !
عُمَر ، گفت : اى ابو الحسن او را به ازدواج من درآر ، اَحَدى مانند من او را گرامى نمىدارد ! على فرمود : او را سويت مىفرستم ، اگر پسنديدى به عقدت در مىآورم .
[١١٦]. غوامض الأسماء ٢: ٧٨٧ ـ ٧٨٨.
[١١٧]. الإصابة فى تمييز الصحابه ٨: ٢٩٣ ، رقم ١٢٢٣٣.